![]() |
![]() |
|
| برای شهری که دوستش دارم شهری که حق اش بیش از اینهاست |
|
+
عیاران |
|
|
|
|
+
عیاران |
|
|
سهشنبه، 13 آذر 1386
عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت گفت: تک صدایی به نفع دانشگاه و جامعه نیست و باید به تکثر در دانشگاه و جریانهای دانشجویی نگاه مثبت داشته باشیم. علیرضا سیاسیراد عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، در مراسم مناظرهای با عنوان «تحکیم وحدت یا تحکیم کثرت» که از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران گفت: فلسفه شکلگیری دفتر تحکیم وحدت اشاره و پیام امام، در آن مقطع زمانی برای تحکیم وحدت بین دانشگاه و حوزه بود که در حال حاضر انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور شامل آن میشوند. آنچه که امروز از آن به عنوان تکثر در دفتر تحکیم وحدت یاد میشود فضای عمومی دانشگاه و کشور است. به اعتقاد سیاسیراد پس از انقلاب وحدت به معنای واقعی در بخشهایی از دانشگاه و یا جامعه نبوده بلکه در خیلی از جاها از این عنوان در فرآیندهای حذف، تهدید و جداسازی به بهانه وحدت استفاده شده است. عضو اسبق دفتر تحکیم وحدت در ادامه افزود: در یک دورهای به بهانه حفظ انسجام در جبنش دانشجویی بخشی از گرایشاتی که در دانشگاه حق فعالیت داشتند حذف شدند و این نوع برخورد به دفتر تحکیم وحدت هم سرایت کرد. منتهی پارهای از انجمنهای اسلامی دانشگاهها به گونهای اعلام نشده و در یک اقدام تشکیلاتی متوجه شدند که اگر به همدیگر پیوند نخورند امکان منزوی شدن آنها وجود دارد بنابراین به بازسازی تشکیلاتی اقدام کردند. وی با اعتقاد بر این که بسیاری از کلید واژههایی که به گفتار تبدیل شد از همین نوسازی دفتر تحکیم وحدت متأثر بود، گفت: البته این اتفاق به اتکای روشنفکران دینی بود. سیاسیراد در ادامه با بیان اینکه هیچ بخشی از جامعه اسلامی ایران در سیر حرکت از سال ۵۷ تاکنون نتوانسته است در مقابل تغییرات، ساختار و فرم اولیه خود را حفظ کند، گفت: مؤید این مسئله بازنگری در قانون اساسی بوده است، بنابراین اتحادیه انجمنهای اسلامی نیز همانند نظام سیاسی، دولت و سایر بخشهای جامعه در سیر زمانی شاهد تکثر بوده است. عضو اسبق دفتر تحکیم وحدت تاکید کرد که باید از بار منفی نوع نگاه به تکثر در دفتر تحکیم وحدت پرهیز شود چرا که تکثر یکی از نشانههای بلوغ دانشگاه است. وی تاکید کرد: تک صدایی به نفع دانشگاه و جامعه نیست و باید به تکثر در دانشگاه و جریانهای دانشجویی نگاه مثبت داشته باشیم. سیاسی راد در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص سخنان دبیر سابق انجمن اسلامی مستقل، که اظهار میکرد این اتحادیه در ابتدا با گردهم آمدن برخی انجمنهای اخراج شده از دفتر تحکیم وحدت به وجود آمد، اظهار داشت: تقریبا از سال ۷۲ که درگیر بحث تحکیم وحدت شدیم حتی یک انجمن اسلامی از مجموعه دفتر تحکیم وحدت اخراج نشده است ولی ممکن است حق رای کسانی به طور موقت تعلیق شده باشد و اساسا چیزی به نام انجمن اسلامی دانشجویان مستقل وجود ندارد. عضو سابق دفتر تحکیم وحدت اظهار داشت: در ایجاد گروههای موازی انجمنهای اسلامی دانشجویان تعمدی وجود دارد چرا که انجمنهای اسلامی دانشجویان به دلیل اعتباری که دارند به بدنه دانشجویی نزدیک هستند. وی با بیان این که از تکثر یا وحدت میتوان دفاع کرد ولی از تقلب نه، تصریح کرد: برخی برخوردها با جنبشهای دانشجویی سیاسی است. سیاسی راد با بیان اینکه همین الان رؤسای دانشگاهها انجمنهای اسلامی تاسیس میکنند، خاطرنشان ساخت: نمونه عینی این عمل دانشگاه امیرکبیر است که انجمن را تخریب کردند و بعد تعدادی دانشجو را سر کار آوردند و گفتند شما انجمن اسلامی هستید. وی در ادامه با اشاره به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل با بیان اینکه بحث اخراج انجمنها مطرح نبوده و فقط تقلب موضوعیت دارد، اظهار داشت: الان دانشگاههای مختلفی وجود دارند که اعضای انجمنهای اسلامی آنها به کمیتههای انضباطی کشیده میشوند و یا اینکه انجمنها تعلیق میشود در حالی که تنها حرف دانشجویان عضو این انجمنها آن است که باید موارد نقض حقوق بشر در ایران مهار شود. عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با بیان اینکه الان مسیر دادگاه و زندان اوین برای دانشجویان به مسیر آشنایی تبدیل شده است، خاطرنشان ساخت: جالب است که بخش عمدهای از انتقادات این دانشجویان منافاتی با فقه حوزههای علمیه ندارد و در قانون اساسی نیز آمده است لذا این نوع برخورد با دانشجویان سیاسی بوده و نیروهای امنیتی در پشت آن قرار دارند. سیاسی راد با تاکید بر این که انقلاب اسلامی برای تعطیلی شکنجه، زندان و ایجاد آزادی و جرم سیاسی به وجودآمد، تصریح کرد: تحقیق و پژوهش در دانشگاه بدون آزادی معنایی ندارد و آزادی از لوازم توسعه علمی در کشور است. وظیفه انجمنهای اسلامی این است که از آزادی دفاع کنند چرا که بدون آزادی درس خواندن نیز معنا نمیدهد. وی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه معتقدم تشکل سازی در دانشگاهها با یک هدف برنامه ریزی شده امنیتی سیاسی اتفاق میافتد، تصریح کرد: اما در تشکل سازی نیز هر تشکلی مد نظر نیست بلکه تاکید بر این است که با نام انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت تشکل سازی اتفاق بیفتد. وی با انتقاد از مرامنامهی دفتر تحکیم وحدت گفت: قانون اساسی جمهوری اسلامی هم بعد از ۱۰ سال عوض شد و این اتفاق حتی در حوزههای دینی هم افتاده است و با توجه به این که گرایشهای سیاسی مختلف در جامعه و دانشگاه به وجود آمده و این گرایشها نسبت به چند سال قبل تغییر کرده است امکان این که دفتر تحکیم وحدت به ده سال قبل برگردد نیست ولی برای اینکه دفتر تحکیم وحدت مرامنامهاش را عوض میکرد امکان برخورد با آن قابل پیش بینی بود و ممانعتی برای آن به وجود میآمد. حتی بسیج دانشجویی با اساسنامه سال ۵۹ نمیتواند فعالیت کند لذا برگشتن دفتر تحکیم وحدت به اساسنامه دهه ۶۰ امکان پذیر نیست. وی با بیان اینکه بعید میدانم امروز وقتی از دفتر تحکیم وحدت نام میبریم یاد مرامنامه آن بیفتیم، خاطرنشان ساخت: تمام دستگاههای امنیتی منتظر بودند که اعلام شود دفتر تحکیم وحدت میخواهد مرامنامه خود را عوض کند و اگر این کار را میکرد کف پای همه را چوب میزدند. امروز هیچ دانشجویی تصورش از دفتر تحکیم وحدت فاتحان لانه جاسوسی نیست و بسیاری از فاتحان لانه جاسوسی نیز امروز موافق آن حرکت خود نیستند. عضو سابق دفتر تحکیم وحدت اظهار داشت: البته من عدالت به زبان بقال و بنا و … احمدی نژاد را قبول ندارم و اساساً با پوپولیسم مخالفم. سیاسی راد در پاسخ به سخنان حجتی مبنی بر اینکه دفتر تحکیم وحدت باید پایگاه مردمی داشته باشد، تاکید کرد: برای جریان دانشجویی نقطه ضعف مهمی است که از پوپولیسم دفاع کند. منبع:ایسنا |
|
+
عیاران |
|
|
ادوارنیوز: دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در تجمعی در آستانه ۱۶ آذر، ضمن محکوم کردن دستگیری و شکنجه دانشجویان پلی تکنیک، خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دانشجویان زندانی شدند. |
|
+
عیاران |
|
|
نگراني روزنامه نگاران از فضاي رسانه اي تحميلي - چهارشنبه 14 آذر 1386 [2007.12.05] گروهي از روزنامه نگاران ايران در بيانيه اي که هر لحظه بر امضا کنندگان آن اضافه مي شود از وضعيت اطلاع رساني کشور ابراز نگراني شديد کرده و با اشاره به آن چه بر سر دو خبرگزاري و روزنامه هاي منقد و به طور کلي فضاي رسانه اي آمده از انجمن روزنامه نگاران خواسته اند که گزارشي در اين مورد به مردم ايران بدهد. در نامه روزنامه نگاران از عمق فاجعه سخن رفته و اين که نگاه حاکم همه چيز را فرمايشي و از بالا نگاه مي کند و رسانه ها را بله قربان گو مي خواهد و اين مرزبندي و فشارهاي عجيب از مرکز گذر کرده و شهرهاي کوچک و روزنامه نگاران شهرستاني را هم به بند کشيده به طوري که زندان ها که بيست سال گذشته هرگز به روي روزنامه نگاران بسته نبودند، در شهرهاي مختلف کشور پذيراي روزنامه نگاران شده اند. بيانيه روزنامه نگاران که در اول کار صد و پنجاه نفري آن را امضا کرده بودند چنين آغاز مي شود: ما روزنامهنگاران و خبرنگاران رسانهها اكنون ديگر فقط نگران خود و احيانا سرنوشت شغلي و حرفهاي خود نيستيم بلكه نگران تثبيت فضايي هستيم كه مولود نوعي تنگنظري است كه ميخواهد همه چيز را به صورتي فرمايشي و با نگاهي از بالا به پايين شكل دهد و حتي واقعيات و حقايق ملموس را با هزاران توجيه غير موجه، كماهميت يا بياهميت جلوه دهد تا از اين رهگذر با مكتوم ماندن حقايق، زحمت كمتري متوجه صاحبمنصبان غير پاسخگو باشد. در بخشي از بيانيه آمده اگر زماني گفته مي شد روزنامه نويسان و خبرنگاران مرکز و يا ساکنين مطبوعات در شهرهاي بزرگ کشور بيشتر از هر جاي ديگري مورد تاخت و تاز قرار مي گيرند در حال حاضر مي توان گفت که روزنامه نگاري تبديل به پديده اي شده است که حتي در کوچک ترين نقاط ايران و در مقياس محلي نيز تحمل نمي شود. اتفاقات ناگواري که در چند وقت گذشته براي روزنامه نگاران و خبرنگاران ساکن در مراکز استانها و حتي شهرهاي کوچک کشور رخ داده است، تصويري گويا براي اثبات اوج گرفتن معضلات، ناهنجاري ها و مشکلات تحميلي به جامعه روزنامه نگاري و رسانهاي ايران است. بيانيه با اشاره به نمايشي تحت عنوان جايزه به منقدان دولت که با انتقاد هواداران دولت هم روبرو شده نوشته ميگويند منتقدان دولت بايد تشويق شوند و جايزه بگيرند اما خبرگزاري كار ايران (ايلنا) كه تنها بخشهايي از سياستهاي دولت نهم را به سياق گذشته به نقد كشيده بود، در دو سال اخير بهره و نصيبي جز شكايت و تحت فشار قرار گرفتن و تهديد نداشت تا اينكه بالاخره در كمال ناباوري پنج ماه پيش فعاليتش متوقف شد و هيچكس هم حاضر نشد به طور شفاف اعلام كند كه دليل اين برخورد چه بود؟ همچنين خبرنگاراني چون اجلال قوامي، آكو كردنسب، محمد صديق كبودوند، ياسر گلي، صباح نصيري، مريم حسينخواه، رضا وليزاده، اميد احمدزاده و ابوالفضل عابديني هنوز در زندان به سر ميبرند و بابك مهديزاده، آرش بهمني و کوهزاد اسماعيلي سه روزنامه نگار گيلاني به زندان محكوم شده اند. جلوه جواهري وب نگار در زندان به سر مي برد و عمدالدين باقي نويسنده و فعال حقوق بشر به دليل نوشتن مقاله هايي در خصوص قتل هاي زنجيره اي دوران محکوميت يک ساله خود را در زندان مي گذراند. اين در حالي است كه رسانههاي منتقد يكي پس از ديگري به محاق توقيف ميروند يا توسط دولتمردان به تصرف درميآيند و سيل دستورالعملها به سوي رسانهها همچنان روان است. بيانيه با اشاره به فضاي امينتي و اطلاعاتي حاکم تاکيد کرده جريان هايي كه زماني رسانهها را متهم به كودتاي خزنده عليه دولت نهم ميكردند، كودتايي اما نه خزنده بلكه كاملا آشكار و روشن عليه رسانهها شكل مي دهند و كسي هم حتي مجال دفاع از عملكرد خود را نمييابد. در مقابل ديده مي شود كه برخي شبه رسانه ها و مطبوعات در شكلي امنيتي و اطلاعاتي فضاي كار رسانه اي را براي روزنامه نگاران تنگ تر مي كنند. در اين ميان فرهيختگاني كه بايد در صدر باشند و عملكردشان مورد تقدير قرار گيرد، با انواع و اقسام بيحرمتيها دست و پنجه نرم ميكنند. بر اين اساس ما از "انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران" مي خواهيم ضمن پيگيري مشكلات بيان شده براي اصحاب رسانه نتيجه اقدامات خود را به اطلاع همگان رسانده و براي شفاف سازي فضاي رسانه اي كشور نتايج جلسات هيأت مديره را از طريق رسانه هاي عمومي به اطلاع اعضا برساند. امضا کنندگان در پايان نامه خود به همه كساني كه بنا به هر دليلي، شيوه و منش آزادانديشي را نميپسندند و رسانه را فقط تريبون خود و به عبارتي بلهقربانگو ميخواهند، هشدار داده كه بيش از اين به عمق فاجعهاي كه در حوزه رسانهاي كشور ايجاد شده، نيفزايند و فكر نكنند كه اينگونه خواهند توانست ميوه مقصود بچينند و با نگاه داشتن مردم در بيخبري و غفلت، به سوداهاي خامي كه در سر ميپرورانند، برسند. امضا کنندگان اوليه بيانيه عبارت بودند از: آملي ناصر، احمدي اموئي بهمن، افشار نيك مهدي، آزادي اسماعيل، اسلاميه سعيده، آصف نخعي فروزان، آشفته رضا، افتخاري راد امير هوشنگ، افروز منش مهدي، آقايي ساسان، اكرمي علي، الله بداشتي ساناز، ايرانمهر اميد، امامي پروين، اميني آسيه، آقازاده محمد، انصاري الناز، انصاريراد رضا، آجربنديان نجمه، افاضلي سحر، آييني فرزانه، آراميان، اكبري مريم، ابراهيم زاده حميدرضا، اميني محمد، اميري مهديس، ابطحي احسان، اردلان پروين، اميرپور مهدي، اعزازي مجيد، اسدبيگي محمدکريم، اکبري سارو، ايماني زانيار، آذربايجاني حسين، آصفي سهيل، احمدي ناصر، ايماني معصومه، ايران مهر اميد، افشار کتايون، بيننده مسعود، باستاني مسعود، بوروغني احمد، بني يعقوب ژيلا، بني يعقوب ترانه، بهاور عماد، بهمني آرش، بهنود مسعود، براتي پرويز، بابايي آرش، بورقاني سهامالدين، بوذري رحمان، باروتي هاشم، بي نياز اشرف، بهشتي نامدار ابراهيم، بارسقيان سرگه، بهروزي فرشته، بيگدلي زهرا، بلند نظر سيد علي، پاك نهاد ايمان، پوررضايي محمود، پاپي مريم، پيکرنگار رضا، پاک مهر پيمان، پژوه فريبا، تخيري نسرين، تهراني رضا، تاجيك عبدالرضا، تاجيك مهدي، توکليان جلال، تيفوري منصور، توتونچي بهمن، تولايي مجيد، توفيقي محمد علي، تهراني فرزانه، توحيدي مرجان، جودكي نرگس، جمشيدي ايرج، جمشيدي مريم، جهان بخش آيدين، جلالي زاده جلال، جلالي بهناز، چاييچي سيمين، حکمت علي، حسننيا آرش، حکيمي مجيد، حسني مهدي، حبيب الهي فرزاد، حيدري هادي، حيدري مريم، حيدري محمد، حلاج نيشابوري شاهد، حسين زاده محبوبه، حسيني کمال، حسيني سوران، حسامي علاءالدين، حيدري مسعود، خسرواني نازنين، خردپير علي، خدير مهرداد، خجسته رحيمي رضا، خدابخشي ليلي، خلعتبري ميترا، خيرابي ناهيد، خرسند ليلي، خوشحالي بهزاد، دهقان علي، دليري جواد، داوري زهرا، داوودي مهاجر فريبا، دلاويز علي، دارالشفاء ياشار، ذاکر رشته، ذبيحي مريم، روستايي فرزانه، رجايي عليرضا، روح محمدجواد، رهبر محمد، رمضاني يگانه بنفشه، رضايي عبدالعلي، رهبر كاظم، رستگاري ثمينا، رفيعي طالقاني مسعود، رنجي پور علي، رحيمي نژاد عليرضا، روش عليرضا، رضايي رضا، زيدآبادي احمد، زهدي محمدرضا، زارع كهن نفيسه، زوره رعنا، زکايي فاطمه، سيفي فرناز، سالك سجاد، سيفي زهرا، سامي نيا فروغ، سعيدي عيرضا، سحرخيز عيسي، ستوده معصومه، سالمي فرزانه، سخنور حسين، سلطانين كامبيز، سيدآبادي علي اصغر، سلاح ورزي بهار، سعيدي شيرين، سرمدي پرستو، ساعدي انور، ساعدي سعيد، سليمي سوران، سعادت آيدا، سرکار رحيم، سيمايي بختيار، شکري کاظم، شاملو علي، شمس الواعظين ماشاالله، شيرافكن آمنه، شمشيري محسن، شباني مريم؛، رفي مينا، شجاعي کاوه، شريف سولماز، شريعتي جميله، صدر شادي، صميمي کيوان، صفسري بيژن، صادقي چنور، طلوعي سحر، طاهري بهروز، علي نژاد مسيح، عبدي حسن، عبدالله زاده امير، علامه زاده امير علي، علي اقدم مهدي، عبدالهي عشرت، عباسي رضا، عليپور محمدحسن، عليزاده امير، عابدي احسان، عقلمند زهرا، علوي اسماعيل، علي نژاد سيروان، عسگري مسعود، غائب فريده، غفوري آرش، غزنويان محمد، غني مهدي، غني پور مهرزاد، فتورهچي نادر، فرهادبهمن پناه، فرهي اميرقباد، فرهاديان سليمان، فراهاني عليرضا، فضلي زهرا، فولادگر مهدي، فاضليان پانيد، فاضليان پادين، فرهادپور ليلي، فتحي مجتبي، قربان پور فرشاد، قائدي محمد، قاسمي مهران، قديمي علي، قوچاني محمد، قدسي نوشين، قيام سمانه، قرباني فر ميرا، قلي پور علي، قاسميان مونا، قريب اميد، كاظميان مرتضي، كرماني عليرضا، کريمي پروين، کريمي سهراب، کردپور ارکان، کردپور مسعود، کيايي فائزه، گنجي اکبر، گرانپايه بهروز، گودرزي امير، گهستوني مجتبي، لقايي ساقي، مفيدي بدراسادات، محمدي داود، مدني سعيد، مدرسي فريد، مزروعي حنيف، متقي سيدحميد، معصومي سارا، معصومي ياسر، معظمي علي، محمدي حمزه، مينايي صديق، معزي عادل، مدني امين، مظفر محمدجواد، معماريان اميد، مقدم پيمان، منتجبي اكبر، مهدياني فاطمه، ميرزايي حسين، موسي پور مريم، مهرابي احسان، مهرگان كيوان، ميرزايي مريم، مومني مينو، موميوند بيژن، ميرفتاح فخري سادات، ميري مسعود، مافي حميد، ميرابراهيمي روزبه، محمدي باران، مهدياني فاطمه، محمدي سليمان، مازوجي نادر، محبي آرش، موسوي پژمان، مدني ليلا، ملکي عمار، محمدي حسن، ملک پور نادر، منهاجي هنامه، محمدي مهران، نخعي اميرعباس، نيك ضمير نرگس، نماينده مرجان، نوراني نژاد حسين، نق پور نقي، هدايي ياشار، همدست عليرضا، هاشمي رضا، ويسي منظر، ويسمه اعظم، والي مجيد، يزدان پناه محمدرضا، يوسفي هيوا، و كميته دفاع از رسانههاي توقيف شده. |
|
+
عیاران |
|
|
نگاه سانفرانسيسکو کرونيکل به احتمال تغيير ديپلماسي آمريکا - چهارشنبه 14 آذر 1386 [2007.12.05] اسيون لي ميرز ندرتاً پيش مي آيد که انتشار ناگهاني و غافلگير کننده يک گزارش امنيتي در آمريکا اينگونه باعث تحول درمباحثات سياست خارجي شود. دستگاه ديپلماسي آمريکا، که پيش از اين پيگيري ساخت سلاح هسته اي در ايران را به عنوان سنگ بناي سياست خارجي خصمانه خود و در جهت پيشگيري از وقوع جنگ جهاني سوم (به گفته بوش) قرار داده بود، حالا با يک مدرک محرمانه روبرو شده که چنين رويکردهايي را از اساس متزلزل مي کند. نتيجه بررسي هاي سازمان امنيت ملي نشان مي دهد که ايران از سال 2003، پيگيري يک برنامه نظامي را متوقف ساخته است با اين حال به دلايل ظاهراً صلح جويانه، کار غني سازي اورانيوم را همچنان ادامه مي دهد. اين يافته ها به زودي اثرات خود را در داخل و خارج از ايالات متحده نشان خواهد داد. آنطور که مقامات ارشد دستگاه ديپلماسي بوش با نارضايتي مي گويند، اين گزارش مطمئناً از پشتيباني بين المللي براي تصويب تحريم هاي سنگين تر بر ضد ايران خواهد کاست. ضمناً صحت وسقم آنچه در آژانس هاي امنيتي مي گذرد را با سوال روبرو مي کند؛ مثلاً اينکه چه نکاتي از مقاصد ايران در سال 2005 را دست بالا فرض کرده بودند که اعمال فشارهاي سياسي و محدوديت هاي تجاري دربرابر ايران را به دنبال داشت. اين آژانس هاي امنيتي ندرتاً نظرات رهبران تند مزاج خارجي نظير ولادمير پوتين، رييس جمهور روسيه، را تاييد مي کنند. پوتين چند هفته پيش ضمن رد ادعاهاي اغراق آميز ايالات متحده گفته بود، در حال حاضر هيچ مدرکي دال بر توليد سلاح هسته اي توسط ايران وجود ندارد. اين گزارش مي تواند بيشترين تاثير را در يک سال باقيمانده از رياست جمهوري بوش و نيز تلاش هاي انتخاباتي براي جايگزيني او داشته باشد. تا قبل از دوشنبه، به نظر مي آمد سال 2008، حداقل در حوزه سياست خارجه، تماماً صرف بررسي زواياي رويارويي با ايران شود. معذالک هنوز اعضاي بازها، نظير ديک چني، معاون رييس جمهور ايالات متحده، در دولت بوش حضور دارند که به ايران عميقاً مشکوک هستند. به هر حال مساله اصلي که رويارويي نظامي با ايران است، و ترس و هراس از آن در هنگام سفرهاي بوش به صورت گردهمايي مخالفان جنگ کاملاً قابل لمس است، حداقل براي آينده نزديک از روي ميز جمع شده است. همانطور که چاک هگل، سناتور جمهوري خواه از نبراسکا، مي گويد، اين يافته هاي امنيتي "حتي اگر هيچ کار ديگري هم نکند، ضرورت حمله به ايران يا کوبيدن تاسيسات آن کشور را از ميان بر مي دارد." کاخ سفيد سعي کرد تخمين هاي موجود در اين گزارش را به عنوان نقطه اعتباراستراتژي بوش معرفي کند. البته اين نظير شنا کردن در خلاف جهت جريان ادبيات اسرار آميز بوش و چني است. استفان هدلي، مشاور امنيت ملي، گفت برآوردهاي اين گزارش نشان مي دهد ترديدها راجع به نيات ايران تاييد شده است، چرا که در جايي مي گويد ايران از ابتدا يک برنامه تسليحاتي در دستور کار داشته است. هدلي گفت از نظر کاخ سفيد اين برآورد در مجموع خبر خوبي به نظر مي رسد. از يک سو نگراني ما را درباره تلاش ايران در دستيابي به جنگ افزار هسته اي تاييد مي کند. از سوي ديگر مي گويد ما پيشرفت هايي در اطمينان از عدم وقوع چنين رويدادي به دست آورده ايم. ضمناً همچنان به ما مي گويد ايراني که در پي سلاح هسته اي باقي بماند، يک مشکل جدي است. هدلي تاکيد کرد او وسايرين قبلاٌ هم اميدوار بودند که ابهامات باقيمانده از برنامه هسته اي ايران با ديپلماسي و نه به کارگيري زور حل و فصل شوند و هنوز هم به اين مساله اميدوارند. اما تفاوت ميان اين دو راهکار آنقدر زياد است که متقاعد کردن شرکاي آمريکا به پذيرش سياست تند ايالات متحده، بسيار مشکل شده است. يکي از مقامات اشاره کرد نيکلاس برنز، معاون وزير خارجه و ديپلمات برگزيده ايالات متحده در امور ايران، به تازگي با همتايان خود در اروپا، روسيه و چين ديدار کرده و توانسته نظر موافق آنها را براي به جريان انداختن دور سوم تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل جلب کند. برنز گفت نمي توانسته يافته هاي امنيتي جديد را در آن جلسه طرح کند زيرا هنوز کنگره در مورد آن اشاره نکرده بود. موضوع فوري براي برنز و ساير مقامات دولتي در حال حاضر، از ميان بردن آشفتگي هاي به وجود آمده در نتيجه يافته ها و اظهارات جديد است. آنها بايد با زدودن ترديدها، ثابت کنند که ايالات متحده درباره آنچه ايراني ها قبل از سال 2003 انجام مي دادند حق داشته است ومشخص کنند تاثير اين موضوع بر اقدامات آينده آن ها چيست. هدلي گفت تغيير دانسته هاي آژانس هاي امنيتي راجع به برنامه جنگ افزاري ايران بر اساس "اطلاعات جديد و نيز برخي اطلاعات دريافتي در چند ماه گذشته" به وجود آمده است. جان آلترمن از مرکز مطالعات استراتژيک بين الملل، مي گويد: "قضيه اين است که جامعه امنيتي کشور قبول کرده که اشتباه کرده است. حالا ما چرا بايد دوباره به آنها اطمينان کنيم؟" او ضمناً گفت مقامات ارشد کشور از جمله چني، کاندوليزا رايس- وزير امور خارجه و رابرت گيس – وزير دفاع، دو هفته پيش اين گزارش را دريافت و در مورد آن بحث کرده اند. با خروج بسياري از اعضاي بازها از دولت و عدم شرکت آن ها در يافته هاي جديد، به نظر مي رسد شروع يک برخورد نظامي ديگر غير محتمل باشد. مي دانيم که دو جنگي که بوش شروع کرده، هنوز به نتيجه اي نرسيده اند. هگل گفت اميدوار است دستگاه ديپلماسي کشور در آخرين سال فعاليتش، نرمش ديپلماتيکي، نظير آنچه درباره مساله جنگ افزار هسته اي کره شمالي و نيز کنفرانس آناپوليس براي صلح ميان اسراييل و فلسطين به عمل آمد، از خود نشان دهد. او اخيراً از دولت خواسته بود تا با برپايي گفتگوهاي مستقيم و بدون پيش شرط با ايران به دشمني فعلي، که از سال 1979 تا کنون ادامه داشته، پايان دهد. منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل – 4 دسامبر |
|
+
عیاران |
|
|
گزارش فرانس پرس از پرونده هسته اي - چهارشنبه 14 آذر 1386 [2007.12.05] لوران لوزانو سرويس هاي اطلاعاتي امريکا روز دوشنبه اعلام کردند که ايران برنامه توليد سلاح هسته اي خود را در سال 2003 متوقف کرد تا اظهارات رييس جمهور بوش درخصوص تهديد سلاح هاي کشتارجمعي را بي اعتبار جلوه دهد. در عوض، در گزارش تنظيم شده توسط 16 آژانس اطلاعاتي آمده است که ايران ظاهراً گزينه دستيابي به سلاح هسته اي را براي خود محفوظ نگه داشته و مي تواند بين سال هاي 2010 تا 2015 به مقدار مورد نياز اورانيوم غني شده به ميزان بالا براي توليد بمب اتمي دست يابد. دولت امريکا در نتيجه گيري خود به لزوم افزايش فشارهاي بين المللي بر ايران تأکيد کرده است. به گفته خانم نانسي پولوسي، رييس مجلس نمايندگان امريکا، دموکرات ها بر اساس اين گزارش، در ادامه مخالفت هاي خود با رييس جمهور بوش، خواستار "اتخاذ سياست هاي جديد به جانب ايران" شده اند؛ در حالي که هري ريد، رهبر اکثريت دموکرات هاي مجلس سنا، خواستار يک "جهش ديپلماتيک" شده است. چند هفته پس از اين که رييس جمهور بوش به مسايلي مانند "هولوکاست اتمي" يا "جنگ جهاني سوم" اشاره کرد، دستگاه هاي دولتي ايالات متحده با مقايسه اين اظهارات و اظهارات دوران قبل از جنگ عراق که به اشتباه صدام حسين را دارنده سلاح هاي کشتارجمعي اعلام کرده بود، حالت تدافعي به خود گرفتند. اکنون بايد پذيرفت ايالات متحده به خوبي مي تواند از اين گزارش به نفع خود استفاده نمايد، به ويژه در زماني که اين کشور به دنبال اعمال تحريم هاي جديد بين المللي عليه ايران است. استيو هادلي، مشاور رييس جمهور بوش در امور امنيت ملي، اظهار داشته که در خصوص همکاري چين و روسيه در اعمال تحريم هاي جديد "بسيار اميدوار" است. او مي گويد: "مقامات امريکايي معتقدند که اميدواري در اين زمينه اشتباه است." سرويس هاي اطلاعاتي که عقيده دارند ايران در حال حاضر داراي هيچ گونه سلاح هسته اي نيست، در گزارش خود آورده اند: "ما به طور کامل اطمينان داريم که تهران در پاييز 2003 برنامه توليد سلاح اتمي خود را متوقف کرده بوده." استيو هادلي مي گويد: "ما به واقع نمي دانيم آيا ايران در حال حاضر نيتي داير بر توليد سلاح اتمي دارد يا خير." ولي ازطرف ديگر اظهار مي دارد: "اما حداقل مي توان گفت که ايران اين گزينه را براي خود محفوظ نگه داشته." و هدف کشورهاي غربي نيز از بين بردن همين "گزينه" است. عليرغم دو سري تحريم هاي اعمال شده عليه ايران، اين کشور همچنان درحال ادامه برنامه هسته اي خود است و اکنون امکان تصويب سري سوم اين تحريم ها نيز وجود دارد. جمهوري اسلامي ادعا مي کند که هدف برنامه اتمي، توليد سوخت براي نيروگاه هايي است که قرار است در آينده ساخته شوند. ولي نبايد فراموش کرد که غني سازي بيش از 90 درصد مي تواند به توليد ماده اوليه براي ساخت بمب اتمي منجر شود. مشاور رييس جمهور امريکا در پاسخ به اين سؤال که شايد در خطر تهديد ايران قدري مبالغه شده باشد، اظهار داشت که واقعيت خطر ايران جدي است. و اين درحالي است که سرويس هاي اطلاعاتي نيز براي اولين بار اعلام کرده اند ايران حتي قبل از سال 2003 نقشه هاي مخفي در اين زمينه را تهيه کرده بود. او در پايان اظهار داشت: "به هرحال جامعه بين الملل بايد فشارها را افزايش دهد و ايران را از نظر ديپلماتيک منزوي کند. ولي در عين حال دورنماي مذاکره نيز همچنان بايد به قوت خود باقي بماند." منبع: فرانس پرس، 4 دسامبر مترجم: علي جواهري |
|
+
عیاران |
|
|
سفر احمدي نژاد و ادعاي تملک سه جزيره ايراني - چهارشنبه 14 آذر 1386 [2007.12.05] مريم کاشاني محمود احمدي نژاد در حالي زير تابلوي "کنفرانس کشورهاي خليج عربي" نشست که بسياري از مقامات ايراني ـ چه در ميان حاميان و چه در بين منتقدان وي ـ با شرکت او در اين گردهمايي مخالف بودند. بيانيه پاياني اين کنفرانس که حاوي هشدار شديد اللحني به ايران در موردلزوم "استرداد جزاير سه گانه به امارات متحده عربي" و يا "کشانيدن موضوع به دادگاه بين المللي" بود، نشان داد که مخالفان احمدي نژاد بر حق بودند: شرکت وي در اين کنفرانس نه تنها "هيچ نتيجه مثبتي در بر نداشته" [از بيانيه پاياني شوراي همکاري خليج فارس عليه ايران] که اوضاع را حادتر نيز کرد. وقتي دعوت نامه شرکت در کنفرانس دوحه به دفتر احمدي نژاد رسيد و مشاور اول وي، مجتبي ثمره هاشمي اعلام کرد که "محمود احمدي نژاد در اين اجلاس شرکت خواهد کرد" ظاهرا بيش از همه اعضاي اين اتحاد عربي از پذيرش دعوت خوشحال شدند. به هر حال اين اولين بار بود که بالاترين مقام رسمي ايران، به جمع سران کشورهايي دعوت مي شد که همگي در مورد ادعاي امارات متحده عربي بر سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک همداستانند. آن هم در شرايطي که درست يک روز قبل از سفر آقاي احمدي نژاد به دوحه، "خبرگزاري دولتي امارات به نقل از حاکم اين کشور نوشته بود: جزاير تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي، بخش کامل کننده کشور ما هستند. ما براي بازگرداندن آنها از هيچ تلاشي دريغ نخواهيم کرد و خواهان بازگشت حق حاکميت بر آنها هستيم." از سوي ديگر همزمان "شيخ سلمان بن حمد الخليفه، وليعهد بحرين هم در مصاحبهاي با روزنامههاي بريتانيايي براي نخستين بار ايران را به تلاش براي دستيابي به سلاحهاي هستهاي متهم" کرده بود. همان طور که "رياض قهوجي، مدير مؤسسه خاورميانه و تحليل نظامي در دبي" که او نيز به خبرگزاري فرانسه گفته بود: "هنگامي که کشوري مانند ايران مجاز به غنيسازي اورانيوم باشد، اين خطر وجود دارد که اين کشور خود را به سلاحهاي هستهاي مجهز کند." به اين ترتيب حضور محمود احمدي نژاد در اجلاس اين شورا، فرصتي براي رهبران عرب بود تا هم بار ديگر موضوع مالکيت سه جزيره را به طور رسمي، در زير تابلويي که بر آن صفت "عربي" به دنبال نام خليج، نوشته شده بود، مطرح کنند و هم از نگراني هاي خود بابت اتمي شدن جمهوري اسلامي، به صراحت پرده بردارند. آگاهي نسبت به مجموعه اين مواضع بود که "برخي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي پيش از سفر رئيس جمهوري اسلامي به دوحه" از او خواستند "در اين اجلاس شرکت نکند و از تماميت ارضي ايران قاطعانه دفاع کند". اين نمايندگان در عين حال تأکيد کردند که مالکيت ايران بر جزاير سهگانه، "خط قرمز"ي است که به هيچ کس اجازه عبور از آن داده نخواهد شد. البته تنها نمايندگان مجلس نبودند که از اين سفر با نگراني سخن گفتند؛روزنامه هاي چاپ ايران ـ چه در جناح محافظه کار و چه اصلاح طلب ـ هم به نتايج اين سفر به ديده ترديد نگريستند و آقاي احمدي نژاد را به خاطر شرکت در اين اجلاس مورد انتقاد قرار دادند. روزنامه جمهوري اسلامي در همين ارتباط در يادداشتي در شماره روز دوشنبه خود، دعوت از احمدي نژاد و حضور وي در اين اجلاس را "يک توهين بزرگ به ملت ايران" دانست و نوشت: "همزمان با دعوتي که شوراي همکاري خليج فارس از رييس جمهوري اسلامي ايران براي شرکت در اجلاس اين هفته اين شورا به عمل آورده و آقاي احمدينژاد قرار است امروز براي شرکت در اين اجلاس به قطر برود، رييس حکومت امارات متحده عربي روز شنبه در ادامه مواضع ضد ايراني خود بار ديگر جزاير سهگانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي را متعلق به امارات دانست و خواستار بازپسگيري آنها از ايران شد." اين نشريه در ادامه مقاله خود افزود: "انتشار خبر اظهارات شيخ امارات، اذهان را متوجه اين سؤال ميکند که اين ادعاهاي واهي چرا همزمان با اين دعوت و پذيرفته شدن آن توسط رييس جمهوري اسلامي ابراز ميشود. اين يک توهين به ملت ايران است."
اما به روال معمول، آقاي احمدي نژاد همراه همان مشاور اول و همه آن کساني که "برنامه ريزان سفر" وي به دوحه بودند راهي کنفرانسي شد که ميزبانان آن يعني کويت، عربستان سعودي، بحرين، امارات متحده عربي، قطر و عمان، هم متفق القول "سه جزيره " را مي خواهند وهم "از فعاليتهاي هستهاي ايران نگرانند" و موضوع محوري نشست دوحه همين بود و لاغير. در اين اجلاس اما آقاي احمدي نژاد دست در دست سران کشورهاي عربي، چنان سرخوش ايده "همه بايد دستبهدست هم دهيم تا منطقه خليج فارس به منطقهاي براي صلح و دوستي تبديل شود"[ سخنان وي پيش از ترک تهران] بود که هنگام ورود به سالن کنفرانس، تابلوي بزرگي را که هم رودر روي او و هم در پشت سر وي قرار داده بودند، يا نديد يا معناي آن را درک نکرد: "مجلس التعاون لدول الخليج العربيه". پس از آن نيز به تکرار سخنان هميشگي خود پرداخت: "آقاي احمدي نژاد، ايران و امارات را دو کشور همسايه و برادر خوانده و گفته است که دو کشور مي توانند خليج فارس را به خليج صلح و دوستي تبديل کنند."[بي بي سي] وي انبان پر از پيشنهادش را نيز خالي کرد: "لغو رواديد بين شش کشور عضو و ايران تا رفت و آمد شهروندان اين کشورها ساده تر شود.تاسيس سازمان همکاري هاي اقتصادي، سرمايه گذاري مشترک در منابع نفت و گاز، تامين آب و گاز موردنياز برادران، فعال نمودن کريدور شمال به جنوب و تاسيس سازمان همکاري هاي امنيتي، اجازه تملک اموال غيرمنقول، برنامه ريزي در برقراري تجارت آزاد بين کشورها، توسعه گردشگري، تعاون در کمک به کشورهاي اسلامي و کشورهاي ضعيف، مبادلات آموزشي، علمي، فناوري و پژوهشي و همکاري در صيانت از محيط زيست خليج فارس و درياي عمان..." بعد از آن نيز ادامه جلسات پشت درهاي بسته ادامه يافت و عاقبت آقاي احمدي نژاد، به ايران بازگشت. اما هنوز پاي وي به تهران نرسيده بود که بيانيه شش کشور عضو شوراي همکاري خليج فارس، منتشر شد: "جلاس سران شوراي همکاري خليج فارس در بيانيه پاياني خود به ايران هشدار داده است که يا جزاير سه گانه را به امارات متحده عربي باز پس دهد يا موضوع را به دادگاه بينالمللي مي کشاند." عبدالرحمان عطيه، دبيرکل شوراي همکاري خليج فارس، نيز در گفت وگويي با شبکه تلويزيوني العربيه اعلام کرد: "رهبران کشورهاي عضو اين شورا متفقا به ايران پيشنهاد ميکنند يا جزاير تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي را بازپس دهد يا موضوع را در محاکم بين المللي طرح خواهند کرد." وزير امور خارجه امارات هم که با منوچهر متکي ديدار کرده بود، به خبرنگاران گفت: "ديدار رهبران دو کشور ديداري تعارف آميز بوده است". کشورهاي عرب شرکت کننده در بيست و هشتمين جلسه شوراي همکاري خليج فارس همچنين در بيانيه خود اظهار اميدواري کردند که "همکاري هاي جمهوري اسلامي با آژانس بين المللي انرژي اتمي تداوم يابد و ايران به گفتوگو با جامعه بينالمللي ادامه دهد". البته همراه با اين تاکيد که: "منطقه خليج [فارس] و خاورميانه بايد از سلاحهاي کشتار جمعي عاري شود." اين خواست ها در شرايطي مطرح مي شود که آقاي احمدي نژاد موضوع پرونده هسته اي را تمام شده مي داند و همفکران نظامي وي در مقام تهديد از سلاح نفت سخن مي گويد واز بستن دهانه هرمز؛ واين سه جزيره در دهانه هرمز قرار گرفته اند؛ و "حاکميت اين جزاير به معناي کنترل تنگه هرمز است." به اين ترتيب پيشنهادهاي فراوان آقاي احمدي نژاد نه تنها کمکي به "توسعه همكاريها و تعميق روابط در منطقه" نکرد بلکه "نخستين حضور ايران در اين نشست" را در حالي به ثبت رساند که عنوان "شوراي همکاري خليج عربي"، به جاي "شوراي همکاري خليج فارس" بالاي سر او خودنمايي کرد. همفکران وي در خبرگزاري فارس نيز به جاي انتشار کامل بيانيه، با حذف بند مربوط به ادعاي مالکيت امارات متحده عربي بر سه جزيره ايراني، فقط از اين خبر دادند که: "بيانيه اختتاميه بيست و هشتمين دور نشست شوراي همكاري كشورهاي خليج فارس خواستار حل مسالمت آميز پرونده هستهاي ايران شد".
|
|
+
عیاران |
|
|
هرچند سابقه مبارزات دانشجويي ايران به اواخردوره سلطنت رضاخان برميگردد و پس ازسقوط پهلوي اول وباز شدن فضاي سياسي كشورگسترش يافت ولي حادثه تاريخي ۱۶آذر ۱۳۳۲ وشهادت مظلومانه دانشجويان عزيزدانشگاه تهران شريعت رضوي، بزرگ نيا وقندچي نقطه عطفي نه فقط درروند جنبش دانشجويي بلكه درسيرمبارزات ضد استبدادي وضداستعماري ملت ايران به شمار مي رود.علاوه براين وجودجنبش توانمندوآگاهانه دانشجويي وپيوندآن با استادان متعهد وانقلابي عامل موثري درحفظ اقتدار و استقلال دانشگاه وتاثيرگذاري آن بر تحولات سياسي كشوروآزادي خواهي بود. &&&&& "ما و۱۶ آذر" سوتيتري است كه نشريه وزين &&&&& اين شما واين : در دوران وزارت شما در دوره اصلاحات آييننامهاي براي فعاليتهاي دانشجويي تصويب شد كه اكنون بر مبناي آن رفتار ميشود و به عنوان مثال هياتهاي نظارت در دانشگاهها مصوب همان آييننامهاند. شنيدهام كه شما با برخي از بندهاي آييننامه مصوب مخالف بودهايد و آنها را در تضاد با اهداف اوليهتان در نگارش آن آييننامه دانستهايد. ميخواهم كمي درباره آن تغييرات ايجاد شده در آييننامه مصوب نهايي بگوييد. |
|
+
عیاران |
|
|
باز هم تخريب ميراث فرهنگي - سه شنبه 13 آذر 1386 [2007.12.04] محمود سرابي در ايران هر روز اخباري مبني بر نابودي ميراث فرهنگي و نيز از بين بردن هر چه که رنگ و بوي ملي دارد به گوش مي رسد. تخريب "انجمن آثار و مفاخر فرهنگي" آخرين اقدام از اين دست است که به زودي جاي خود را به يک برج خواهد داد. در حاليکه هنوز مساله ي برج جهان نما در اصفهان به طور کامل نشده بود، سد سيوند آبگيري شد تا از کوروش هم نشاني باقي نماند. خاک برداري براي ساخت مصلي تبريز، آن هم در مهمترين مرکز تاريخي اين شهر، هنوز به عنوان مساله اي جدي و لاينحل باقي مانده است. دبيرستان البرز تهران نيز که پس از دارالفنون به عنوان مهمترين مرکز نوين علم آموزي در ايران شناخته مي شود، در حاتم بخشي هاي دولت نهم به دانشگاه امير کبير منضم شد. برج تجارت جهاني در شيراز مدتي است که مساله ساز شده و مدير آن با اين ادعا که اين برج متعلق به سران نظام است، در حال بستن دهان هاي معترض است... آخرين کار از اين دست، تخريب "انجمن آثار و مفاخر فرهنگي" است. داستان از اين قرار است که يکي از افرادي که خود را منتسب به شهرداري تهران معرفي مي کند، با خريد حمام متروکه ي جنب ساختمان انجمن اقدام به ساخت يک برج ده طبقه در مجاورت اين بنا کرده است. اين برج در حالي ساخته مي شود که طبق دستوالعمل "سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري" هر گونه ساخت و ساز در اطراف ساختمان اين انجمن، در صورتي که ارتفاعي بيش از هفت و نيم متر داشته باشد ممنوع است. اما ارتفاع برج در حال ساخت بيش از 35 متر است. متولي اين قسمت از شهر، شهرداري منطقه ي 11 است که ابتدا بدون توجه به ضوابط محدوده ي مناطق ثبت شده در ميراث فرهنگي، اقدام به صدور پروانه ي ساخت براي اين بنا کرده است. اما با نامه نگاري هاي بعمل آمده، شهرداري ابتدا جلوي ساخت اين برج را در فروردين ماه گذشته گرفت و کلا کار ساختماني در اين برج براي 7 ماه تعطيل شد. ناباورانه آنکه پس از 7 ماه مالک برج با شتاب بسيارزياد و باور نکردني و بصورت 24 ساعته کار ساختماني برج را دوباره آغاز کرده است. شدت و سرعت عمليات ساخت چنان زياد است که ضمن برانگيختن تعجب همسايگان، اعتراض آنان را نيز به علت سلب آسايش موجب شده است. اما شهرداري منطقه ي 11 نه تنها هيچ واکنشي در مورد ساخت دوباره ي اين برج از خود نشان نداده بلکه با اشاره اي به مجوز صادره، ازمالک حمايت هم مي کند. دکتر مهدي محقق، رئيس اين انجمن مي گويد: "مالک با استفاده از زد و بند هايي که داشته ساخت برج را مجددا آغاز کرده است. در حاليکه ساخت اين برج علاوه بر زير پا گذاشتن قانون، تاکنون ضربات جبران ناپذيري به ساختمان قديمي انجمن وارد آورده است بطوريکه بيش از 3 متر پايين تر از ديواره ي غربي انجمن نيز براي ساخت برج خاکبرداري شده است". دکتر محقق به نامه نگاري ها و تلاش هاي دوستداران انجمن در جلوگيري از ساخت اين برج اشاره کرده و مي گويد: "در نامه اي که در 30 آبان براي آقاي قاليباف ارسال کرديم، براي وي نوشتيم که علي رغم نامه نگاري هاي بسيار، که سوابق آن موجود است صاحب برج با نقشه اي که تجاوز به حريم انجمن آثار و مفاخر فرهنگي است در ايام تعطيل عمليات ساختماني را انجام داده و هم اکنون نيز در حال انجام است". وي همچنين فردي را که چنين بي باکانه و بدون توجه به قانون و نظر سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اقدام به ادامه ي ساختمان مي کند "مجهز به وسايلي که هر قانوني را مغلوب و مقهور سازد" مي داند. پيش از اين شهردار منطقه ي 11 با جلوگيري از ساخت اين ساختمان در تاريخ 26 فروردين 1386 از سازمان ميراث فرهنگي خواسته بود در اين مورد با مالک ملک فوق به توافق برسد. اما نتيجه ي اين نامه تاکنون اعلام نشده و شهرداري هم از آن اظهار بي اطلاعي ميکند. از نظر دکتر محقق و همچنين به گفته ي مشاوران اين انجمن، ادامه ي عمليات ساختماني اين برج و اساسا صدور مجوز ساخت براي اين برج که در ابتدا عنوان مي شد 7 طبقه است بر خلاف مفاد قوانين 558 و 559 تعزيرات حکومتي است. دکتر محقق در اين باره خواسته ي خود را چنين مطرح مي کند: "من از مسوولين شهرداري و ميراث فرهنگي مي خواهم که نسبت به توقف اين عمليات هر چه سريعتر اقدام عاجل و لازم را به عمل آورند". انجمن آثار و مفاخر فرهنگي در سال 1307 تاسيس شد و اولين اقدامي که انجام داد بهسازي آرامگاه فردوسي به شکل امروزي بود. برگزاري نخستين کنگره ي بزرگداشت فردوسي، ساخت آرامگاه عطار نيشابوري، عمر خيام، بابا طاهر، ابن سينا و انتشار کتاب ها و مجلات متعددي در اين زمينه از ديگر کارهاي اين انجمن است. اين انجمن غير دولتي بوده و از بودجه ي دولتي استفاده نمي کند. تجاوز به حريم اين انجمن که در منطقه ي اميريه ي تهران قرار دارد سبب شده است که اين انجمن جهت جلوگيري از ساخت برج مذکور، اقدام به تشکيل يک گروه مشاوره ي حقوقي و کارشناسان مسايل تاريخي کند تا نسبت به اين تجاوز از طريق قانوني وارد عمل شود. اين انجمن همچنين براي تنوير افکار عمومي و اطلاع رساني در نظر دارد در صورت ترتيب اثر ندادن مسوولين، با دعوت از رسانه هاي داخلي و خارجي، کنفرانسي خبري برگزار کند و از نهادهاي بين المللي در اين رابطه مدد جويد. |
|
+
عیاران |
|
|
مسعود بهنود m.behnoud@roozonline.com - سه شنبه 13 آذر 1386 [2007.12.04] گرچه خواندن خبرهای عجب از مبدا ایران برای خبرخوانان جهان در سه سال اخیر عادی شده است، اما گاه خبرهائی هست که دقایقی و یا ساعت هائی آدمی را مشغول می دارد. از آن جمله این خبر که دبیر جدید شورای عالی امنيت ملی در اولین دیدار مستقل خود به سولانا گفته سخن های علی لاریجانی را قبول ندارم، دیگر این که رییس جمهور در اجلاسی زیر آرم خلیج عربی نشسته و با لبخند، وعملا سند و مدرک مهمی به دست همسایگان جنوبی داده است، کاری که می تواند فاجعه ای باشد اما دستگاه تبلیغاتی دولت ببا دروغ و تبدیل آن نام به خلیج فارس، سفر وی را تبدیل به فتح الفتوحی دیگر کرده اند. چه جای شگفتی وقتی آقای جلیلی که برخی شک دارند در حالی که عضو شورا نیست بتواند دبیر آن باشد در اولين دیدار مستقل خود با کمیسر خارجی اتحادیه اروپا به قول دیپلوماتی فاجعه آفریده است، رییس دولت بدون نگرانی از سئوال و استیضاح مجلس در اجلاس دوحه زیر تابلو مجلس تعاون خلیج العربیه بنشیند. یعنی به همین سادگی همه آن تلاش ها برای جلوگیری از تعویض نام خلیچ فارس و کاربرد این اسم مجعول، به همین سادگی رفع شد. هر کدام از این دو خبر را باید خواند. البته وقتی دولت جدید بر سر کار آمد آقای علی لاریجانی با همه انتقادی که به روند گذشته پرونده هسته ای داشت اما در جائی ثبت نیست که به طرف خارجی گفته باشد که سخن های مذاکره کننده قبلی را قبول ندارم،که اگر چنین امری متداول جهانی بود سنگ روی سنگ بند نمی شد. و فقط تجسم کنید که مناقشات جهانی تا چه اندازه انبوه می شد در حالی که الان با توافق و تفاهمی تمام می شود و اگر دولتی هم عوض شد، جانشینانش به طور طبیعی همان ها را ادامه می دهند. چنان که از جمله سیاست ورزی ها و تدبیرهای سران اولیه جمهوری اسلامی یکی هم این بود که چند روزی بعد از انقلاب همین که یکی از روحانیون سخن از ادعاهای ایران بر بحرین گفت دولت اعلام داشت که جمهوری اسلامی به توافق های دوران پادشاهی متعهدست و بحرین را به رسمیت شناخته است. بر همین منوال بود که صدام نتوانست لغو قرارداد 1975 را از جمهوری اسلامی بخواهد. و باز بر همین منوال طلب ها و سرمایه گذاری های خارجی دوران پادشاهی تحویل جمهوری اسلامی داده شد. حالا چگونه باید سخن دبیر جدید شورای امنیت ملی ایران را به گوش دنیا رساند، بی آن که تعجبی بدان دست دهد. نه تمام گروهی که در دولت فعلی بر سر کار آمده اند بلکه تا این جا می توان گفت که آقای احمدی نژاد حتما معتقد به تولید مدام عجب است و برای این کار برنامه هر روزه دارد بی توجه به مصلحت ها. دستگاه عجب سازی وی از جمله بر بنیاد این اصل بنا می شود که می توان با تبلیغات این عجب ها را به غرور ملی تبدیل کرد. وی در بازگشت به روش ها و هنرهای اوايل انقلاب، چنان که به صراحت در مبارزات انتخاباتی اش وعده داد و کس نشنید، فرمان را برگردانده به دوران عجب. به دورانی که هر روز خبری شگفتی ساز از ایران می رسید. مگر نه که لوموند فردای تشييع جنازه سه میلیونی آیت الله خمينی نوشت "آخرین شگفت آفرینی مردی که ده سال برای دنیا شگفتی ساخت". احمدی نژاد بر همین اساس در همین دو سال و نیم است که این را تسری داده که نفس کار خارق عادت مثبت است.نفس شگفتی زیباست و نفس شگفت زده شدن دیگران باعث پیروزی است. اول بار که ایرانی ها نشان دادند که سیاست خاصی در برابر مسائل چهانی دارند همان زمان انقلاب بود و در گزارش های رمزی کلارک و ماموران انگلیسی و دیگران که به نوفل لوشاتو فرستاده شده بودند، درج است. این اسناد نشان می دهد که در برابر شگفتی آفرینی های ایرانيان، جهانیان به ظاهر معقول هم دست به کارهای محیر العقول زده و سخن های نگفته گفته اند. از نوشته تحسین آمیز و باورنکردنی ژیسکاردستن درباره انقلاب ایران [ که طلوع تمدنش خواند و هنوز گاهی، چپ های بدجنس فرانسوی، این تعبیر را به رخ او می کشند] تا دو هفته بعدش که رییس سازمان اطلاعات همان فرانسه برای شاه پیام فرستاد که تنها راه رهائی آن است که آیت الله را برای تفریحات از پاریس به ایتالیا بکشانیم و در آن جا به ترتیبی تیری در کنیم که چون شلوغ است و چپ ها هم از این کار می کنند، همان طور که در مورد الدومورو معلوم نشد این جا هم کمی سروصدا می شود و تمام. فرانسوی ها حتی توجه نکردند که مخاطب این پیام که قرار بود بابتش از آن ها متشکر شود، از یادآوری همان دو روزی که در دوران کودتای 28 در رم بود هنوز برخود می لرزد و شب ها کابوس می بیند. چه رسد به چنین طرح ماجراجویانه ای که یک سر آن درسرزمین مافیا و پاپ، و سر دیگرش در اسناد فرانسوی های دهن لق باشد که وقتی در کافه می نشیند رنگ لباس خواب همسرانشان را هم لو می دهند. از همان زمان حضور رهبر انقلاب ایران در زیر درخت سیب نوفل لوشاتو بود که غربی ها دریافتند که با یک بازی نوع تازه روبرو هستند که برنامه و وسیله کشفش در کامپیوترهای وزارت دفاع شان نیست. ایشان به تهران آمد و انقلاب پیروز شد و آن ها هنوز مشغول کشف رمز بودند که خبر رسید بعد از خداحافظی پرسوز و گداز ماشالله قصاب با ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در تهران، این دفعه گروه دیگری از ایرانیان که کتاب های فلسفی در زیر بغل دارند ریخته اند به سفارت آمریکا و چشم ماموران آن ها را بسته اند. بعضی هایشان کتاب فلسفی می خوانند و برخی هم مانند خانم ماری مترجمشان گاهی از فرصت استفاده می کند و خود را برای کندن انار به بالای درخت ضلع شرقی سفارت ايالات متحده آمریکا می رسانند. آمریکا سرگرم پیدا کردن واسطه هائی برای نجات گروگان های خود بودند که شنیدند پرسروصداترین عضو شورای انقلاب که نشریه معتبر کریشن سانینس مانیتور خبر داده بود که با سازمان های اطلاعاتی شوروی ربطی دارد، گریم کرده، در پاریس به ملاقات هامیلتون جردن فرستاده ویژه جیمی کارتر رییس جمهوری رفته است. البته دوست دختر فرانسوی صادق قطب زاده بعدا در کتابی که به سبک فاسق خانم چاترلی نوشته شده فاش کرد که وزیر خارجه جمهوری اسلامی فقط هم برای آن ملاقات پنهانی به پاریس نرفته بود بلکه کارهای مهم تری داشته است. چنان که هامیلتون جردن هم آن طور که برای جیمی کارتر مبلغ سابق مذهبی وانمود می کرد فقط برای نجات گروگان های آمریکائی سفر نمی کرد بلکه وقتی با هواپیمای اختصاصی کاخ سفید به پاناما رفت فقط برای آن نبود که جلو شاه را بگیرد که برای معالجه به نیویورک نرود بلکه در عین حال لازم بود که در کنار استخر یخ بزرگی را در لیوان ویسکی خود بگرداند، و زیر آفتاب درخشان پاناما سیتی با توریخوس دیکتاتور بدنام پاناما آن قدر شنگولی کند که بفهمد که وی نظر سوئی با ملکه سابق ایران دارد که همان زمان چند صد متر آن طرف تر مشغول اسکی روی آب با فرزندان خود بود. و این همان ملاقاتی است که درش فرستاده ويژه کاخ سفید فهمید که حال پادشاه ایران هم چندان بد نیست و دو روز قبل به هوای معالجه دندان، به دستیاری فرستاده ویژه راکفلر، دمی به خمره دخترکان پانامائی زده است. همین مقدار اطلاعات از ایرانی ها، حتی قبل از آن که خبر گیر کردن هلی کوپترهای مجهز و صد میلیون دلاری وزارت دفاع آمریکا در توفان شن به فروشنده سابق بادام زمينی برسد، گیج کننده بود چه رسد که نیمه شبی به رییس جمهور که در کاخ سفید خواب نداشت خبر دادند بین ایرانی ها که مسوولیت لجستیک عملیات روباه صحرا را به عهده گرفته اند، در صحرای پشت بادام دعوا شده و آمریکائی ها را ول کرده اند و دارند راننده یک وانت را بازجوئی می کنند که مقداری گازوئیل قاچاق کرده و از یزد به نطنز می برد. آمریکائی برای نشان دادن میزان دقت و صحت گزارش های خود از منطقه پشت بادام، در انتهای گزارش تاکید کرده بود که ممکن است راننده وانت که در همان فاصله از دست ماموران کلنل بک ویچ گریخت در حال حمله گازوئیل از یزد به نطنز باشد نه برعکس. و از این زمان به بعد مشکل کاخ سفید و تمام اجزایش این بود که رییس جمهور "پشت بادام" را نمی توانست ادا کند. در آن زمان آمریکائی ها خیلی به فن بیان اهمیت می دادند و اصلا قابل تصور نبود که چهار پشت بعد از کارتر کسی وارد همان کاخ سفید می شود که حتی واشنگتن را هم نخواهد توانست تلفظ کند. به اين ترتیب داستان پرآب چشم ایران و آمریکا در صد و پنجاهمین سال از آغاز خود همواره مشحون از خبرهای شگفتی آور بوده است تا حالا که بزرگ ترین مفسران جهان را به این فکر انداخته که داستانی که انتهایش از پیش قابل حدس و گمان است اصلا نیازی به تحلیل و تفسیر ندارد. و می توان گفت در عمر دویست و پنجاه ساله آرشیو ملی آمریکا هیچ کشور دیگر جهان چنین گزارش های وجود ندارد که این همه ضد و نقیض، و در عین حال نشان دهنده طنز و ذوق هنری باشد. عجب دوم اما خبر شگفت آور دوم که به نوعی به اولین ربط هم دارد همان صدها خبری است که صدا و سیما و روزنامه های هوادار دولت منعکس کرده اند.چنین وانمود کرده اند که رییس جمهور در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس شرکت کرده است در حالی که به شهادت عکس ها و آرم بزرگ نمائی شده آن جا "مجلس تعاون خلیج العربیه" است. رسانه های داخلی عکس های دوحه را هم سانسور کنند تا معلوم نشود رییس جمهور زیر تابلوئی نشسته که روی آن به درشت [و ظاهرا به عمد] نوشته شده خلیج عربی. جالب این که در آرم رسمی شورا همین نوشته هست منتهی آن آرم دورتر از نقطه ای است که آقای احمدی نژاد نشسته، به همین جهت خلاف اصل و قاعده نوشته درشت و روشنی آورده اند بالای سر هیات ایرانی با لبخند، نصب کرده اند که دیگر جای هیچ انکار نداشته باشد. چنین تصميم و عملی بدون شک عقوبت دارد و اثرگذارست و خواهید دید که بزودی زود به آن استناد خواهد بود. اما خطائی چنین می توانست سهل انگاری ماموران وزارت خارجه و سفارت ایران عنوان شود و با توضیحاتی متداول برای پوشاندن حقیقت، پرده پوشی شود، اگر تبلیغات کیهان و روزنامه های هوادار دولت نبود. کیهان در سرمقاله خود همان شگردی را به کار برده که در مورد اجلاس سران بحرخزر به کار برد. آن جا هم از پیروزی بزرگ خبر داد، و خواستار برپائی چشن ملی شد. هر چه جماعت پرسیدند چه شده است که چنین جشنی لازم است گفت نفس برپائی اجلاس در تهران خبرسازست. امروز هم کیهان در عنوان بزرگ خود نوشته "اجلاس دوحه دهن کجی به آناپولیس" و به این ترتیب لبخند آقای احمدی نژاد در میان شیوخ و سلاطین عرب معنادار شده است. کیهان در سرمقاله خود هم همین مضمون را تکرار کرده و چندان حضور احمدی نژاد را در این اجلاس موفقیت قطعی دانسته که پرسیده "آیا با اين اوصاف آيا ائتلافي بين كشورهاي عربي با همراهي آمريكا عليه ايران شكل گرفته و يا خواهد گرفت؟! بي ترديد دعوت از احمدي نژاد براي حضور در اجلاس دوحه اگرچه به مفهوم آن نيست كه تمامي موانع اتحاد و يكپارچگي ميان ايران اسلامي و ساير كشورهاي حاشيه خليج فارس به طور كامل رفع شده است ولي رخداد اخير را مي توان گام بلندي در اين مسير تلقي كرده و نشانه روشني از ناكامي آمريكا در دور كردن كشورهاي منطقه از يكديگر ارزيابي كرد. نبايد از نظر دور داشت كه آمريكا در انديشه شكست و انزواي ايران است و در اين مسير شوم از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد، اما هرگز قادر نخواهد بود مانع ظهور ايران به عنوان سمبل اقتدار اسلامي در خاورميانه و جهان شود. جاده دشمني با ايران هر روز باريكتر مي شود" گرچه کیهان انتظار جواب به سئوال خود ندارد اما می توان نوشت " ائتلافی علیه ايران عملا با وجود سیاست هائی مانند دولت احمدی نژاد شکل گرفته است اما بزرگی ایران که هیچ ربطی به این دولت و هیچ دولت دیگری ندارد، مانع از آن می شود که شیوخ آمال خود را به اجرا نزدیک کنند. اما شما هر چه توانستید برای ضعف ایران انجام دادید که اگر دنیا به جیغ و تبیلغ و فریاد بود به قاعده موسولینی با لباس سرباز دشمن دستگیر و تیرباران نمی شد. اگر تاریخ سیاست با فریاد نوشته می شد و قدرت بر همین قسم تقسیم می شد هیتلر در برچسگادن خود را نمی کشت. تصویری که دیروز از ایران در چشم شیوخ جنوب خلیج فارس نقش بست تصویری کوچک نمائی شده از ایران واقعی است. تصویر کشور ترسیده از مردمان خود که ناگزیرست نام اجلاسی را که رییس دولتش در آن شرکت کرده از مردم پنهان کند. دروغ بگوید و به مردم جور دیگر وانمود کند. با این همه در ازای راه دادن خود به آن ها که با استفاده از ضعف دولت مرکزی ایران، گاز منطقه پارس جنوبی را می برند، از ادعاهایشان در مورد سه جزیره دهانه هرمز هیچ کم نمی کنند، باز در فاصله مدت کوتاهی نماینده دولت ایران به حضورشان می رود و تازه به آن ها وعده می دهد که آب آشامیدنی و گاز به آن ها بدهد. باید پرسید مگر مردم دوبی و دوحا از مردم تشنه خرمشهر و آبادان که تابستان ها ساعت ها آب ندارند، تشنه ترند. گناه میلیون ها مردم جنوب ایران چیست که با دست خالی همین بیست و پنج سال پیش از کشورشان و خانه شان دفاع کردند، حالا پاداششان این شده که آب شیرین کارونی آن ها قطع شده یا در لوله به یزد و کرمان رفته و به جایش آب شور در لوله هایشان سوار شده و قرارست دستگاه آب شیرین کن برایشان بخرند که هنوز نخریده اند، حالا آبشان را به ساکنان جنوب خلیج فارس وعده می کنید که همه چیز دارند و رشک منطقه اند. چه صفت می تواند داد به کسی که گفته "عدم حضور ايران در اجلاسهاي پيشين اين شورا موجب شده است كه ايران نتواند به طور كامل از منافع ملي خود در ميان كشورهاي عربي دفاع كند اما حضور احمدينژاد در اين اجلاس، زمينههاي دفاع ايران از حقوق و منافع ملي خود را فراهم خواهد کرد." این به ابتذال کشاندن رقابت های سیاسی است. در خبرها به تواتر آمده که در سال 1342 که آیت الله خمینی در زندان بود و با شورش مردم آزاد شد سپهبد پاکروان که ریاست ساواک را به عهده داشت در ملاقاتی به ایشان گفت ما از قول شما اعلام کرده ایم که سیاست چون پدرسوختگی و دروغ است ما با آن وداع کردیم. جواب این بود که " ما آن سیاست را به شما واگذار کردیم و سیاستی می خواهیم که عین دیانت و نماز ما باشد" پانزده سالی بعد از آن تاریخ، سپهبد به دست نیروهای مرید آیت الله اعدام شد و 42 سال بعد که عفریت قدرت در بغل مریدان آیت الله افتاد آشکار گردید که از آن سخن ها و ادعاها کدام درست است، از جمله به یادآورده شد که وقتی در زمان حیات آیت الله اختلافات درونی فراوان شد وی به صدا در آمد و گفت "من پیرمرد تا به حال یک بار نماز برای خدا نخواندم، نگوئید برای اسلام است که اختلاف داریم، بگوئید برای خودمان است، برای دنیا. |
|
+
عیاران |
|
|
در صورتي كه انتخابات واقعي برگزار شود، نه تنها موقعيت مشاركت بلكه كلا اصلاحطلبان بد نيست اما قاعدتا تا لحظهء برگزاري انتخابات روشن نميشود كه مسوولان برگزاركننده ميخواهند چه كار كنند |
|
+
عیاران |
|
|
محمود احمدي نژاد امکان صدور قطعنامه سوم را منتفي دانست. وي که با دو رسانه ژاپني گفت وگو مي کرد، گفت؛ اگر کسي به فکر قطعنامه سوم باشد، معنايش اين است که شوراي امنيت و نظامات جهاني به طور کامل از کارايي ساقط شده اند و فاقد ارزش حقوقي هستند چون هر تصميمي بايستي مبناي حقوقي داشته باشد پس صدور قطعنامه ديگر موضوعيتي ندارد.به گزارش ايسنا احمدي نژاد در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگار ژاپني خاطرنشان کرد؛ کشور ما کشور آزادي است. همه آزاد هستند که اظهار نظر کنند، طبيعي است که عده يي سياست هاي دولت را نپسندند اما در دفاع از حقوق هسته يي، ملت ايران يکپارچه و متحد است و حرف رئيس جمهور، حرف همه ملت ايران است و در تمام اجتماعات که در کشور برگزار مي شود، مردم يکپارچه از مواضع دولت حمايت مي کنند.وي در خصوص رابطه با امريکا گفت؛ چنانچه بنا باشد تغييري در شرايط حاضر رخ دهد، بايد کساني که چنين شرايطي را به وجود آورده اند، رفتار خود را اصلاح کنند، والا ملت ايران از شرايط موجود هيچ گونه نگراني ندارد.احمدي نژاد در پاسخ به اين سوال که آيا ژاپن مي تواند در ايجاد رابطه بين ايران و امريکا نقش داشته باشد، خاطرنشان کرد؛ ما چنين تقاضايي از دولت ژاپن نداريم. اگر دولت امريکا تصميم بگيرد در رفتار خود تجديدنظر مثبت انجام دهد و از دشمني با ملت ايران و ملت هاي منطقه دست بردارد و به حقوق آنها احترام بگذارد، خود به خود شرايط عوض خواهد شد. |
|
+
عیاران |
|
نگاه کريستين ساينس مانيتور به نتايج ديدار سولانا و جليلي - سه شنبه 13 آذر 1386 [2007.12.04]
تهران- شش قدرت برتر جهان به رهبري ايالات متحده در صدد تصويب دور تازه اي از تحريم ها عليه ايران هستند. به دنبال ابراز تاسف خاوير سولانا، مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا از گفتگوي پنج ساعته اش با فرستاده ايران در روز جمعه ، موضوع تحريم ها بر سر برنامه بحث انگيز هسته اي ايران ، مجددا پيگيري خواهد شد. رهبران ايران اعلام داشته اند که غني سازي اورانيوم را متوقف نخواهند کرد. درخواست شوراي امنيت سازمان ملل براي توقف غني سازي در راستاي همکاري بيشتر ايران با آژانس بين المللي انرژي هسته اي و به منظور کاستن نگراني ها از جاه طلبي هاي هسته اي اين کشور به عمل آمده بود. سعيد جليلي، مذاکره کننده ارشد جديد ايران، قول داده بود "ابتکارات جديدي" را با خود به اين ديدار مي آورد. اما وقتي تاريخ ديگري براي ملاقات هاي بعدي تعيين نشد، شکست گفتگوها به نشانه پايان نافرجامي بر 18 ماه تلاش کشور هاي غربي در محدود ساختن برنامه هسته اي بحث انگيز ايران به حساب مي آيد. به نظر مي رسد کار بر روي تنظيم تحريم هاي تازه سازمان ملل در اين هفته به جريان بيفتد. اين تحريم ها به دو دسته از تحريم هاي متعادل تر سازمان ملل اضافه خواهد. ايالات متحده اخيراً ضرب شستي از تحريم هاي يک جانبه را نشان داده که براي ادامه آن نياز دارد کشورهاي چين و روسيه، که مبادلات عظيم تجاري با ايران دارند، با آن موافقت کنند. گرت اوانس، رييس گروه بحران بين المللي که براي ديداري با مقامات ارشد ايران در تهران به سر مي برد، مي گويد: "همه بايد يک نفس عميق بکشند، کمي عقب بروند و رويکرد جديدي را براي مذاکرات بپذيرند. مهمترين موضوع، بازداشتن ايران از دستيابي به سلاح هسته اي است. غني سازي، به خودي خود موضوع ما نيست." پنج عضو دايم شوراي امنيت بعلاوه آلمان، روز شنبه براي تعيين قدم بعدي در برخورد با برنامه هسته اي ايران، ديداري را برگزار کردند. ايران همچنان از پيشرفت چشمگير در فرايند غني سازي خود خبر مي دهد و در عين حال خواستار خروج پرونده اش از شوراي امنيت است. ايالات متحده مي گويد ايران "هرگز اجازه دسترسي به بمب را نخواهد داشت" و از کنار گذاشتن موضوع اقدام نظامي عليه ايران هم طفره مي رود. آقاي اوانس، وزير امورخارجه اسبق استراليا، مي گويد غرب بايد بپذيرد استراتژي مذاکرات تا کنون "کاملاً ناموفق" بوده است و در جريان آن ايران از قابليت صفر سانتريفوژ به 3000 دستگاه پيشرفت کرده است. اين يعني فراتر رفتن از خطوط امن پيمان منع گسترش سلاح هسته اي (ان پي تي) که ايران خود از امضاء کنندگان آن است. اين حتي به معني فراتر رفتن از پيمان الحاقي است که شامل بازرسي هاي غير مترقبه مي شود. ايران براي مدتي به طور داوطلبانه پروتکل الحاقي را مشتاقانه پذيرفت اما پس از ارجاع پرونده اش به شوراي امنيت، عمل به آن را معلق نمود. ايران تمايل خود براي بدست آوردن سلاح هسته اي را انکار مي کند. منوچهر متکي، وزير امورخارجه اين کشور، روز جمعه در نامه اي به بان کي مون، دبير کل سازمان ملل، نوشت "ايران هيچ مشکلي با شفاف سازي اقداماتش ندارد و اين حتي از الزامات موجود هم فراتر است. او ضمناً نوشته بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي، 2500 روز صرف بازرسي از مراکز کشور کرده اند تا بي اساس بودن اتهامات (مبني بر وجود برنامه نظامي) را تاييد نمايند." معذالک، بازي هاي سياسي همچنان ادامه دارد. آژانس هاي خبري به نقل از يک ديپلمات فرانسوي گزارش دادند که ملاقات سولانا با فرستاده ايران يک "افتضاح" بود. ايراني ها مي خواستند گفتگوها را دوباره از اول شروع کنند و سولانا هم در حالي که "با خود فکر مي کرد آينده مذاکرات چگونه خواهد بود"، ديدار را ترک کرده است. جليلي پيش از ديدار با سولانا در يک کنفرانس خبري در تهران گفته بود: "ايران همه ملزومات مورد توافق را رعايت کرده و به همين دليل بر بهره مندي از حقوقش در چهارچوب پيمان متع گسترش پافشاري مي کند." او گفت اعتقاد دارد همه سلاح هاي کشتار جمعي "غير قانوني" و "بي مصرف" هستند و اينکه "زبان زور" عليه ايران به کار نمي آيد. از سوي ديگر، تحليلگران مي گويند اين وظيفه ايران است که صلح آميز بودن برنامه هاي هسته اي خود را اثبات کند. الکساندر پيکايف، کارشناس موسسه روابط اقتصادي و بين المللي در آکادمي علوم روسيه، مي گويد: "اگر نظير گزارش اخير آژانس دو سال پيش منتشر مي شد، وضعيت ما الان فرق مي کرد. اما حالا ديگر خيلي گذشته است." آقاي پيکايف در تهران گفت: "اگر ايالات متحده سران آژانس بين المللي هسته اي را متقاعد سازد تا گزارش بدبينانه تري را ارايه دهند، براي روسيه و چين مشکل است در برابر تحريم هاي بيشتر، ايستادگي کنند." او مي گويد مسکو بر سر دو راهي است. بخشي از علت هم اين است که ايران مسيرهاي هسته اي مختلفي از جمله مساله راکتور آب سنگين را دنبال کرده است. او اضافه کرد: "کرملين خواهان يک ايران مجهز به سلاح هسته اي نيست و دلايلي براي مشکوک بودن به مقاصد ايراني ها وجود دارد." مقامات ايراني مي گويند هرگونه بازگشت به پروتکل الحاقي منوط به تصويب مجلس ايران طي راي گيري است. مجلس پس از آنکه پرونده ايران براي اولين بار به شوراي امنيت فرستاده شد، دولت ايران را از همکاري فراتر از حداقل الزامات منع کرده بود. عباس عراقچي، معاون وزير خارجه، در مصاحبه اي گفت اين وضعيت مي تواند تغيير کند و بازرسي هاي غير مترقبه مي تواند از سرگرفته شود، به شرط آنکه پرونده ايران اختصاصاً توسط آژانس بين المللي هسته اي بررسي شود. آقاي عراقچي مي گويد: "اين يک حرکت مثبت از سوي شوراي امنيت خواهد بود و ما هم بر اساس آن عکس العمل نشان خواهيم داد. هر زمان که آنها قطعنامه اي بر عليه ما تصويب مي کنند و تحريم هاي بيشتري را بر ضد ما اعمال مي کنند، با واکنش ما روبرو مي شوند. من مطمئنم ما در برابر اقدامات مثبت، واکنش مثبت خواهيم داشت." منبع: کريستين ساينس مانيتور، 2 دسامبر |
|
+
عیاران |
|
وبگرد - سه شنبه 13 آذر 1386 [2007.12.04]سها سيفي "فهيمه خضر حيدري" نوشته است که روزنامه نگاري در شرايطي که جامعه با فروپاشي اخلاقي مواجه است، عملآ تفاوتي با پيک شوربختي خوانندگان بودن ندارد : هرچه فكر ميكنم بيشتر به اين نتيجه ميرسم كه اصلا روزنامهنگاري ـ دستكم در جامعه ما ـ حرفه شومي است. حرفه شومي است چون توي روزنامهنگار كمكم تبديل ميشوي به آيينه دق. عمده كارت البته خبر است و خبرها در جامعه ما چه هستند ؟ همه سياهاند؛ تلخاند و مثل آوار هر روز بر سر تو آوار ميشوند. قتل، آدمكشي، پشت پردههاي سياسي، بازيهاي قدرت، زندان، تجاوز، سرقت، حادثه، كودكآزاري، زنان خياباني، بيكاري و حقوق نگرفتن كارگران، تبعيض و بيعدالتي، اعتياد..... خبرهاي سياه بر سرت آوار ميشوند و آنقدر سخت و تلخاند كه تو با هيچ ترفندي نميتواني حتي كمي نرمترشان كني. هم خودت عادت كردهاي به تلخي و كمكم عبوس و غمزده شدهاي و هم مخاطبت انگار انتظار ديگري از تو ندارد. تو شدهاي پيك شوم او؛ پيك شوربختيهايش. تو مدام به او از دايره نكبتي كه دورش كشيده شده خبر ميدهي و وقتي با خودت فكر ميكني، به مخاطبت حق ميدهي كه از تو متنفر شود !
"عنکبوت" در حاشيه مطلبي از فهميه خضر حيدري در زمينه يکي ديگر از دشواري هاي روزنامه نگاري در ايران، چنين پستي دارد: در همه جاي دنيا درصدي از خروجي رسانهها گزارش از قتل و تجاوز و کشتار و جنگ و بدبختيهاي ديگر است اما حس ميشود که اين درصد در ايران بسيار بزرگتر است. به نظرم، ادعايي بيمبناست اگر علت را "سياهنمايي رسانهها" بدانيم. لغتي که ظاهراً سيد محمد خاتمي براي توضيحِ اين وضعيت ساختهاست. دليلاش چيست؟ پاسخِ تکراري و عادتشده اين است که «ما جامعهاي در حالِ گذاريم»، اما اين پاسخ چه معنا و فايدهاي دارد؟ چگونه و از چه راهي قرار است اين گذارِ طولاني خونين تمام شود؟
"محمد آقازاده" معتقد است که نه بايد منفعلانه سکوت کرد و نه بايد پرخاشجو بود. بلکه بايد به راه حل هاي تازه انديشيد: همانگونه که انفعال ساده ترين راه حل است، نشان دادن خشم هم سادگي مفرطي را به تماشا مي گذارد. چون از يک سو تخليه رواني را امکان پذيرمي کند و از سوي ديگر جواب مشخصي به نياز مخاطب مي دهد که تنها هزينه اي که مي پردازد خواندن يک مطلب تند و تيز است.فارغ از آن هيچ ردپايي هم در تحولات جامعه از خود باقي نمي گذارد. جامعه در اين برهه هم به افراد جديد و سخن تازه نياز دارد تا با روشن کردن چراغ عقل نقش موثر ترمزرا به قطار سياست برگرداند. بي ترديد گرفتن فضا کاراز کساني که در دوسوي ماجرا نقش آفريني مي کنند سهل و آسان نخواهد بود و مقاومت هايي در بين دوستان بر خواهد انگيخت. اعتراض هاي بي ثمر، هم جنگل و هم تک درختها را نابود مي کند بدون آنکه بشارت رويش ديگري را بدهد.
عباس عبدي در "آينده" سياست را از منظر "عرضه و تقاضا" چنين ديده است: سياست هم كالاي حفظ منافع فردي، طبقاتي و ملي و هم فن اداره جامعه براي اين امر است. وسيله مبادله آن هم در جامعه جديد، بيان اعتماد از خلال برگ رأي است. موسسات توليدكننده آن نيز احزاب و گروههاي سياسي هستند، مجراي ارتباطي ميان توليدكننده و مصرفكننده، رسانهها و مطبوعات آزاد هستند، و دهها و صدها نهاد و كارگاه هم در حال تهيه و عرضه اجزاي اين كالا و خدمت هستند. حال اگر چرخه صحيح توليد يك كالا با اختلال مواجه شود، مثلاً شکل گيري انحصار يكي از اين موارد است، يا نظام بازار در عرضه كالا مختل شود و سهميهبندي صورت گيرد و افراد كمتر از نيازشان دريافت كنند، يا براي توليد مانع ايجاد شود، يا موسسات صاحب برند با رقابت ناعادلانه از ميدان به در روند، يا اجازه شكل گرفتن به آنها داده نشود، نتيجه چه ميشود؟ در اين موارد مردم رو به كالاي جانشين ميبرند.
"اکبرمنتجبي" از همزماني سالگرد قتل هاي زنجيره اي و پخش فيلمي در همين باره از تلويزيون ايران مي نويسد: چند شب پيش تلويزيون ايران فيلم "زودياك" را پخش كرد. درست در سالگرد قتل هاي زنجيره اي فيلمي از تلويزيون ايران پخش شد كه قتل هاي زنجيره اي در آمريكا را به نمايش مي گذاشت. "زودياك" ساخته ديويد فينچر (2007) براساس داستاني واقعي از قتلهاي يك قاتل زنجيرهيي ساخته شده است. حالا با نمايش فيلم زودياك شايد بايد به اين نتيجه برسيم كه در همه جاي دنيا حتي آمريكا نيز قتل هاي زنجيره اي رخ مي دهد و اتفاقا پايان اين نوع قتل ها هيچ گاه روشن نمي شود. و چه بسا كه پليس هم نيت خير داشته باشد اما خب نمي شود كاري كرد.
روز ششم از گزارش هفتگي "آزادنويس" مربوط است به ازدواج موقت و تاثيرات مستقيم و غير مستقم اجتماعي آن: اين راهکار ازدواج موقت هم شده است مثل استامينوفن. از بيکاري جوانان تا مشکل ترافيک تا سوء مديريت و حالا هم که رسيده به مشکل ايدز همهاش را ميشود با ازدواج موقت حل کرد. خانه هم که برايش درست کردهاند که مردم خيلي علافي نکشند و ضمنأ آب توبهي بعدي هم لازم نيست چون اصولأ خود مراسم آشنايي در مراکز آب توبه ريختن دارد انجام ميشود. ميماند فقط اين که دادگاه حکم بدهد آن قسمت نوساز شهر سابق را تخليه کنند و مديران را بفرستند سر کار سابقشان، در مصرف سوخت هم صرفه جويي ميشود. خلاصه نه خاني آمد نه خاني رفت!
علي حق در "1984" راوي گفتگو با احمدتوکلي ست: سلام و عليکي با آقاي منصوري مي کنم. سردي پاسخ هاي او را به دل نمي گيرم و بي توجه در حالي که سعي دارم او را تحقير کنم و مسوول دفتر بودنش را به رخش بکشم، بي تفاوت وارد اتاق احمد توکلي مي شوم. عجيب است که با همان لباس هايي که در عکس عباس کوثري از او ديده ام پشت ميز چوبي چهار نفره نشسته است و مطابق غروري که از او سراغ دارم حتي روي صندلي نرمشي نمي کند که به اداي احترام تعبيرش کنم. براي شروع صحبت خودم را معرفي مي کنم آن هم از نشريه اي که برايم مسلم است موضع منفي چنداني آن گونه که نسبت به... داشت ندارد. بي درنگ مي گويد: "شما را مي شناسم همان کسي که در وزارت اقتصاد خاتمي کار مي کرديد." در ابتدا تصور مي کنم که همين سطح از آشنايي منتقدانه او براي شروع مصاحبه کافيست که در پي دو ثانيه تامل من مي گويد: "متاسفم که نوچه مشارکتي ها هستيد."
"سي و پنج درجه" به مناسبت روزجهاني ايدز مطلبي نوشته است که اينگونه آغاز مي شود: امروز اول دسامبر، روز جهاني ايدز است. خواستم يادتان بياورم (يادمان بياورم) كه حواستان به اچ-آي-وي باشد. منابع دولتي مي گويند كه الگوي انتقال بيماري در ايران از "استفاده از سرنگ مشترك" به سمت "رفتارهاي پرخطر جنسي" تغيير مسير داده.
نويسنده "آزادي شما شبحي بيش نيست" مي گويد هيچ جايي در ميان زنان خانه دار و مناسبات آنها ندارد: روزهايي كه خانه ميمانم متوجه ميشوم در معادلات زنان خانهدار يا به عبارت بهتر زنان خانگي (چون زنهاي همسايهما بيشترشان كار ميكنند ولي مدل شان خانگي است) هيچ جايي ندارم! آنها در راهروهاي ساختمان با هم گپ ميزنند، بگو بخند راه مياندازند، سيبزميني و پياز مبادله ميكنند، با همديگر ميدان ترهبار ميروند، براي همديگر ظرفهاي كوچك پر از ترشي و كشك بادنجان ميبرند و من نشستهام فيلترينگ را دور ميزنم.
"سينا ديلي" از يک برنامه ويژه برخي دانشگاه هاي خارجي براي ايجاد پيوندهاي عاطفي ميان دانشجويان شان نوشته است: اغلب دانشگاهاي جهان برنامه "ايس بريکينگ" را براي دانشجويان جديد و اينترنشنال خود در نظر ميگيرند و بسته به سياست دانشگاه مي تواند سالي يک بار و يا حتي دو با هم باشد. برنامه "ايس برکينگ" يا "يخ شکني" در واقع مراسمي است جهت، شادماني، رقص، آواز و شکم پرستي و همچنين آشنا شدن با دانشجويان جديد ديگر و صد البته زبانم لال، براي بعضي از افراد پيدا کردن همدمي مهربان جهت درد و دل. همه اين مقدمه را گفتم که بگويم براي روز اول دسامبر دانشگاه مولتي مديا؛ برنامه آيس بريکينگ مفصلي را که با حضور ريس دانشگاه هم همراه است تدارک ديده است. اينقدر هم به اين دانشگاه مولتي مديا دانشجوي ايراني اومده که واقعا اسمش را بايد بگذارند دانشگاه آزاد مولتي مديا واحد مالزي - سايبرجايا !
عطالله مهاجراني در "مکتوب" از روايت سه قصه ( و در اصل دو قصه) براي دخترش صهبا درباره نحوه تربيت شهروندان در جهان سوم تعريف مي کند: اول: مي گن در روزگار قديم توي مصر يه پادشاه خيلي ستمگري بود. چون قد خودش کوتاه بود، از آدم هاي قد بلند بدش مي آمد. کسي حق نداشت قدش از قد حاکم بلند تر باشه؛ اگه نه پاهاش را ارّه مي کردند. بعضيا مي گن اسم اون حاکم ابوالهول بود. همه ازش مي ترسيدن. قد بلندا قايم مي شدند يا فرار مي کردند، يا موقع راه رفتن قوز مي کردند. اونقده قوز کرده بودند که ديگه نمي تونستند، صاف بايستند. دوم: سال ها پيش توي چين يه رسم خيلي عجيبي بود، مردا دوست داشتن که پنجه پاي دختران کوچک باشه. کفش چوپي پاي دختر هاشان مي کردند. تا اندازه پاها ثابت بماند... قصه سوم را براي صهبا نگفتم. دکتر کلانتري وزير کشاورزي بود. دانشگاه هم درس مي داد.مي گفت، خارج از کشور بودم يکي از دانشجوهام که براي ادامه تحصيل به خارج آمده بود در ميان جمع بود. احوالپرسي کردم. نتوانستم شگفتي ام را پنهان کنم.به شکل چشمگيري قد کشيده بود. يک سر و گردن بالاتر رفته بود. گفتم ماشاالله چه قدي کشيدي، هواي اون بالا چطوره! گفت. اينجا که مدام توي سر آدم نمي زنند.
سعيد پورنجاتي فرزند احمدپورنجاتي در "دلتا" از سرعت پيشروي و نوشدگي مسائل در حوزه کاري اش مي نويسد که آدمي را در يک اضطراب دائمي از عقب ماندگي نگه مي دارد: خسته ايم! از حرفه اي كه داريم خسته ايم! خسته ايم، چون در حرفه اي (مهندسي نرم افزار) كار مي كنيم كه هر روزش با ديروزش متفاوت است. مدام بايد بدنبال اين باشي كه از قافله عقب نيافتي! مدام اين دلهره را داري كه مبادا از سايرين كمتر چيز بداني! مدام مي ترسي كه آيا دانشي كه داري بعدا هم به درد مي خورد!؟ مدام درگير واژه هاي جديد و مفاهيم جديدي….
حامد قدوسي در "يک ليوان چاي داغ" از "مکانيزم تنزيل هذلولي" و نقش آن در انتخاب هاي آدميان مي نويسد: خلاصه ماجرا در "مکانيزم تنزيل هذلولي" آن اين است که برخي آدم ها (در واقع خيلي از ما) به لحاظ رواني يک جور نزديک بيني يا بي تحملي دارند و وقتي بايد براي فاصله زماني نزديک بين دو گزينه تصميم بگيرند وزن خيلي زيادي به کاهش مطلوبيت ناشي از تاخير در مصرف مي دهند. وقتي افق زماني تصميم دور است اين وزن به شدت کم تر مي شود. بنابراين من اگر از بيرون نگاه کنم ممکن است مقدار قابل توجهي پول براي بازنشستگي ام ذخيره کنم ولي وقتي داخل ماجرا هستم تصميمم چيز ديگري مي شود.
"زيتون" گزارشي درباره روز بسيج دارد که در جريان آن عده اي بسيجي به پشت بام هاي منازل محل شان هجوم برده و گيرنده هاي ماهواره را جمع آوري کرده اند: من نميدونم اين بسيجيها چرا با گرونفروشها کاري ندارن! شما در طول يه خيابون دويست متري به چند مغازه سر بزني هيچکدوم يک کالا با يک جنس و از يک کارخونه رو به يک قيمت ثابت نميدن يا ميوهي يکشکل و يک کيفيت رو! فلسفهي بسيج از روز اول چي بود؟ سلب آسايش مردم؟ کي بود ميگفت بسيج مدرسهي عشقه! بياد ببينه که فعلا شده مدرسهي نفرت... روز بسيج مبارک!
ققنوس در "نگاهي ديگر، نگاه ما" معتقد است که نبايد روي حمايت هاي روسيه حسابي باز کرد: ديشب در يک ميهماني، دوست بزرگواري ميگفت «آمريکا نخواهد توانست به ايران حمله کند. در هر حال روسيه مثل شير بالاي سر ايران حضور دارد و اجازه چنين کاري را به آمريکا نميدهد». جوّ ميهماني و احترام اين دوست عزيز اجازه نداد که بعرضشان برسانم که "اولا روسيه در طول تاريخ دويستساله اخيرش کجا با ايران و براي ايران کاري کرده؟ ثانيا عراق را که بيشتر از ايران فعلي در دامن روسيه افتاده بود آمريکا زد و گرفت، ثالثا قدرتهاي بزرگ براي چنين ماجراجوئيهايشان مسلما با هم هماهنگ ميکنند، رابعا قرار نبود و نيست که با انقلاب و جنگ با عراق و بازسازي کشورمان از چاله آمريکا بهدر بيائيم ودر چاه روسيه بيافتيم". |
|
+
عیاران |
|
|
حميد احدي
چند بانک بزرگ چيني، در حالي که تصور مي رفت پکن ديرتر از ديگران به تحريم اقتصادي ايران خواهد پيوست، از گشايش اعتبار براي تاجران ايراني خودداري کرده اند و به گفته کارشناسان مشکل بزرگ و غيرقابل ترديدي در مبادلات تجارتي کشور به وجود آورده اند. خبر شرکت بانک هاي چيني در تحريم پولي ايران از مدت ها قبل در محافل اقتصادي ايران در جريان بود، اما دو روز قبل سايت اينترنتي اتاق بازرگاني، صنايع و معادن ايران، به نقل از اسدالله عسگراولادي، رئيس اتاق بازرگاني مشترک ايران و چين آن را تائيد کرد و فاش ساخت که بانک هاي دولتي چين ديگر براي بازرگانان ايراني اسناد اعتباري گشايش نمي کنند. در واکنشي مرتبط، نيکلاس برنز معاون وزير امور خارجه آمريکا که رياست گفت و گوهای غير علني اخير در پاريس در مورد ايران را به عهده داشته و در همين چارچوب با مقامات چيني گفتگو کرده، همين اندازه خبر داده که مذاکراتش با چيني ها به پيشرفت هايي دست يافته و در انتظار کار بيشتر است. مفسران اقتصادي با اشاره به اين تحول بزرگ که از آن به عنوان يک موفقيت بزرگ براي دولت بوش نام برده شده گفته اند از آن جا که چين تا کنون نسبت به افزايش تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران بي ميل بوده، اينک که چنين عملي آغاز شده مي توان گفت گام بعدي آمريکا و متحدان اروپايي اش راضي کردن روسيه به همراهي با اين تلاش ها خواهد بود که به نظر مي رسد بعد از انتخابات روسيه و تحکيم موقعيت ولاديمير پوتين محتمل به نظر مي رسد. همزمان و در حالي که دولت در مورد عدم موفقيت خود در سياست "نگاه به شرق" کاملا سکوت کرده، بخش خصوصي در قالب اتاق مشترک ايران و چين هياتي را به منظور بررسي مشکلات بانکي بين دو کشور به پکن و شانگهاي اعزام کرده است. رييس اين اتاق اسدالله عسگراولادي گفته است براي حل اين مساله مذاکراتي نيز بين بانک مرکزي جمهوري اسلامي و مقامات بانکي چين در جريان است. باعث شگفتي در شرايط مشابه تحريم بانکي ايران مبادلات با کشورهايي مانند هلند و بريتانيا را به نصف و شايد هم کمتر کاهش يافت. در تمام مواردي که کاهش اتفاق افتاد از چين به عنوان عاملي که خواهد توانست جايگزين شود ياد برده مي شد و از همين رو خبر روزهاي اخير تکان دهنده مي تواند بود. بي بي سي يادآور مي شود که حجم مبادلات بازرگاني چين و ايالات متحده در سال گذشته ميلادي به بيش از 343 ميليارد دلار رسيد که در جريان آن، چين از مازادي بالغ بر بيش از 230 ميليارد دلار برخوردار شد. پيش از اين کشورهاي گروه 1+5 –متشکل از آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا، فرانسه و آلمان - گفته بودند که قبل از تصميم گيري در مورد گام هاي بعدي در قبال برنامه هسته اي ايران در انتظار گزارش مربوط به اين مذاکرات خواهند ماند. اما اقدام چين مي توان گفت خبر غيرمترقبه اي براي ايران است. موضع جديد چين در زماني علني مي شود که يکي از حاميان سياست نگاه به چين هم از گردونه تصميم گيري هاي تهران خارج شده است. علي لاريجاني دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي ايران بلافاصله بعد از آن که به اين سمت منصوب شد و به جاي حسن روحاني نشست با شعار "انتقاد از اصلاح طلبان به خاطر گرفتن آب نبات در مقابل درغلطان" گردونه سياست خارجي ايران را از نگاه به اروپا برداشت و متوجه چين و روسيه کرد و با تبليغات فراوان اعلام شد که ايران از اين پس اقتصاد و سياست خود را همسو خواهد کرد . بر همين اساس براي کشورهاي مختلف پيام فرستاده شد که در صورت مخالف با طرح هاي حياتي ايران – از جمله هسته اي – مشمول تحريم ها و سخت گيري هاي ايران خواهند شد . به گفته لاريجاني هم نفت و هم واردات ايران به اندازه اي است که بتوان گردونه سياست را به حرکت در آورد. اما سه سال بعد از آغاز به کار دولت جديد در حالي که طرح لاريجاني در مورد هند و روسيه هم جواب مقتضي نداد و آمريکا توانست هند را با دادن امکانات هسته اي از دادن راي به ايران و شرکت در پروژه خط لوله صلح بازدارد، عملا روسيه را هم از همکاري بيشتر با ايران بازداشت. اما اميدواري به چين به علت بزرگي و اهميت بازار اين کشور بيش از اين ها بود. گفتني است که يک سال و نيم قبل سفير چين در تهران در همايشي درباره روابط دو کشور که در کيش برپا شد و برگزارکننده آن جمعي از مقامات سابق بودند فاش ساخت که آن کشور با روياروئي ايران و آمريکا مخالف است. به گفته سفير چين ايران مي توانست از پکن تقليد کند که ابتدا روابط خود را با واشنگتن بهبود و توسعه بخشيد و بعد توانست رشد اقتصادي مناسب به دست آورد. سابقه تحريم ها تا کنون شوراي امنيت دو قطعنامه حاوي تحريم هاي تجاري و اقتصادي عليه ايران صادر کرده اما هدف اين تحريم ها نهادها و شرکت هاي ايراني مرتبط با برنامه هاي هسته اي و موشکي بوده اند و اين قطعنامه ها قاعدتا نمي بايست بر روابط تجاري ساير موسسات ايراني تاثير بگذارد. با اي نهمه، دولت ايالات متحده يک رشته تحريم هاي مالي و بازرگاني يکجانبه را نيز عليه موسسات تجاري و بانکي ايراني به اجرا گذاشته است که به گفته عبده تبريزي دبيرکل سابق بورس ايران چندان نيست که نتوان از آن عبور کرد. در تهران، عبده تبريزي مديرعامل سابق بورس اخيرا در مصاحبه اي گفته کاري که الان آمريکائي ها مي کنند اين است که با محافل بانکي دنيا صحبت مي کنند که وارد تحريم شوند، اين کار چون مبتني بر قطعنامه اي نيست چندان هم قطعي نخواهد بود. در گذشته بانک هاي اروپائي از آمريکا تمکين کردند حالا مورد به مورد پيش مي روند تا به جائي که به چين رسيده اند که ايران هم روابط بسيار قوي با آن دولت دارد. به گفته آقاي عبده همه باتک هاي چيني در تحريم شرکت نکرده اند چنان که همه بانک هاي امارات هم چنين کاري را صورت نداده اند و بنابريان دو راه حل براي ايرانيان وجود دارد: يا خريد هاي خارجي خود را نقد بپردازند و يا دنبال بانک هايي بگردند که آمادگي انجام معامله و باز کردن سي دي را دارند. حاصل اين است که هزينه معاملات تجاري بالا مي رود و در نهايت ارتباطات ايران و دنيا را محدود مي کند. نقد بدهند خطرناک است و تاکنون به دفعات ايراني ها را دچار مشکل کرده است. گزارش لوموند ديروز ناتالي نوگه رد در گزارشي در لوموند نوشت به نظر مي رسد که شوراي امنيت سازمان ملل مجدداً در برابر يک ايران سازش ناپذير که به هيچ وجه قصد چشم پوشي از برنامه هسته اي خود را ندارد صف آرايي کرده است چرا که چين اعلام داشته که از اين پس با تصويب تحريم هاي جديد عليه جمهوري اسلامي مخالفت نخواهد کرد. جمهوري خلق چين که 17 درصد از واردات نفتي خود را از جانب ايران تهيه مي کند و تعداد شرکت هاي خود را نيز در اين کشور افزايش داده، به گونه اي رفتار مي کند تا منافع اقتصادي خود را به وسيله تدابير اتخاذ شده از سوي سازمان ملل به خطر نيندازد. با اين حال، به گفته منابع ديپلماتيک فرانسوي، "رفتار مثبت چين يک رويکرد جديد در اين مسأله است و به واقع بايد نسبت به آن ابراز خرسندي نمود". اين در حالي است که روسيه و چين در ماه هاي اخير از پيشروي جامعه بين الملل به سوي تصويب تحريم هاي جديد عليه ايران خودداري کرده بودند. اين دو کشور به ويژه به "طرح همکاري"ي تکيه کرده اند که در ماه اوت بين ايران و آژانس اتمي به امضاء رسيده. در اين طرح، ضرب الاجل هاي وضع شده براي تهران به تعويق افتاده و اين کشور مجدداً فرصت کافي براي ارائه توضيحات پيرامون نکات مبهم پرونده هسته اي اش به دست آورده است. به نوشته لوموند، گروه شش کشور تصميم گرفته بود تا اواخر نوامبر منتظر دو گزارش بماند و سپس براي آماده کردن تحريم هاي جديد اقدام کند: گزارش محمد البرادعي، رييس آژانس اتمي، و گزارش خاوير سولانا، رييس ديپلماسي اروپا. نظر گروه شش کشور نسبت به اولين گزارش که در اواسط ماه نوامبر تسليم شد اين بود که بسيار سبک است و هيچ قاطعيتي در آن به چشم نمي خورد. دومين گزارش که روز شنبه طي نشست گروه شش کشور در پاريس تسليم شد نيز کاملاً منفي بود. آقاي سولانا که يک روز قبل از اين نشست در لندن حضور داشته و با سعيد جليلي، مسؤول جديد پرونده ايران، به مذاکره نشسته، اعلام داشت که کاملاً "نا اميد" شده است. اين نماينده اتحاديه اروپا هيچ گونه نشانه اي از سوي هيأت ايراني داير بر تعليق فعاليت هاي غني سازي دريافت نکرد. لوموند تاکيد دارد: به نظر مي رسد که روسيه و چين در برابر اين عدم همکاري ايران قصد کرده اند تلاش هاي ديپلماتيک مشترکي را در نزد شوراي امنيت به کار بندند. البته هدف آنها باز هم به گونه اي است که تحريم ها تا حد امکان محدود باشند. مسکو نيز پيشنهاد مبني بر تحريم بين المللي براي فروش سلاح به ايران را رد کرده است. ديپلمات هاي فرانسوي اميدوارند که مذاکرات در خصوص "متن توافق نامه" گروه شش کشور براي تصويب يک قطعنامه جديد تا "چند هفته آينده" به ثمر بنشيند. |
|
+
عیاران |
|
|
آفتاب: هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا در عين ناباوري طرفدارانش نتيجه رفراندوم برگزار شده در اين کشور را به مخالفانش واگذار کرد . چاوز پس از نه سال تکيه زدن بر مسند قدرت نخستين شکست سخت انتخاباتي را تجربه کرد. |
|
+
عیاران |
|
|
ادوارنیوز: بازداشت و احضار فعالان دانشجویی طیف چپ دانشگاه تهران ادامه دارد. به گزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر امروز دوشنبه بهروز کریمی زاده بازداشت شده است همچنین تعداد دیگری از فعالان دانشجویی از جمله مرتضی اصلاحچی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه به اداره اطلاعات احضار شده اند. گفته می شود بازداشتها و احضارهای اخیر در پی فراخوان فعالان طیف چپ دانشجویی برای برگزاری مراسم 16 آذر صورت گرفته است. |
|
+
عیاران |
|
|
حدود ۱۰۰۰ دانشجوي دانشگاه بوعلي سينا در تجمعات اعتراض آميز خود نصبت به وضعيت صنفي دانشگاه خود اعتراض كردندو در پي آن دانشكده هاي كشاورزي و مهنذسي به طور كامل تعطيل شد. |
|
+
عیاران |
|
|
ادوارنیوز: سعید حبیبی عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت صبح امروز در مقابل محل کار خود در تهران بازداشت شده است. به گزارش خبرنگار ادوارنیوز ماموران امنیتی به دنبال بازداشت سعید حبیبی، بعدازظهر امروز منزل وی را مورد تفتیش قرار داده اند. همچنین بنابرگزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر دستکم 5 تن از فعالان چپ دانشجویی دانشگاه تهران از صبح امروز ناپدید شده اند اسامی این فعالان دانشجویی بدین شرح است:انوشه آزادفر، الناز جمشیدی، احسان آزادفر، مهدی گرایلو، نادراحسنی |
|
+
عیاران |
|
|
صفحه یک ایمیل:shahremanrasht@yahoo.com بایگانی |
| درباره شهر من رشت |
برای رشت،برای گیلان برای
میهن مان ایران برای آزادی،حقیقت و عدالت برای مردم |
|
RSS
|