![]() |
![]() |
|
| برای شهری که دوستش دارم شهری که حق اش بیش از اینهاست |
|
در دو سه جلسه اي كه اخيرا در حضور «اِش كِوري» امام جمعه موقتي برگزار شده است چاپلوسان و دورقاپ چينان پيشنهاد دادند كيوان محمدي كه بسيار زبانش دراز شده است رد صلاحيت شود. ظاهرا در جلسات شان اين مساله را مصوب هم كرده اند. گفتني است اين طيف تندروترين خط اصولگرايان است و در تماميت خواهي نظير ندارد. همين حاج آقاي شان معلمي ساده در رودبار بود و در اواخر عمر حاجي احسانبخش بر اساس سياست هاي خاصي كه آن خدا بيامرز داشت با مماشات اسدي پرور اين فرد را به امامت مسجد قدس واقع در مدرسه شاپور گماشتند. احسانبخش از اين كارها مي كرد گاهي براي آنكه مخالفان را ساكت كند نمك گيرشان مي كرد آن مقطع احسانبخش با برخي از اصلاح طلبان خصوصا باقري معاون سياسي وقت استانداري درگير بود و لذا مي خواست جبهه راست را منسجم كند. همين سياست اشكوري را به نان و نوايي رساند و در واقع اين شروعترقي وي بود. حالا هم كه براي جامعه اي تصميم مي گيرد و اوست كه بايد بگويد چه كسي نماينده شود چه كسي هم ردصلاحيت! البته درباره كيوان محمدي يخ شان به دو دليل نخواهد گرفت اولا اينكه كسي از رييس شوراي مركزي حزب اعتدال و توسعه نشنيد كه قصد كانديداتوري دارد و دوما اينكه با توجه به رياست هاشمي رفسنجاني در مجلس خبرگان بسياري از معادلات تغيير خواهد كرد و اتفاقا دور دور كيوان محمدي و بسياري از اصلاح طلبان متحد هاشمي است. لذا اين آقاي رد صلاحيت كن مراقب باشد امامت جمعه اش را ازش نگيرند رد صلاحيت چهره هاي اصلاح طلب محافظه كار و ميانه رو پيش كش! |
|
+
عیاران |
|
|
آقازاده و كوچكي نژاد كانديداهاي قطعي طيف وسيعي از اصولگرايان هستند و اسامي شان در فهرست اصلي اين جريان بطور قطع خواهد بود.اكنون بحث بر سر تحريري است و تلاش هاي وسيعي براي آوردن او بعنوان كانديداي سوم اين طيف در حال صورت گرفتن است. اما بخشي از فعالان ستاد انتخاباتي احمدي نژاد و تعدادي از سران پشت پرده ستاد قاليباف با اين خانم اصولگرا مخالفند. علومي هم كه مي بيند باز سرش بي كلاه خواهد ماند به شديدترين وجهي در حال تخريب كوچكي نژاد است زيرا تصور مي كند طراحي اين روند زير سر او و طرفدارانش بوده است. البته تعداي از اصولگرايان از آنجايي كه اين طفل معصوم از پستش استعفا داده است دنبال يافتن يك پست نان و آبدار ديگر برايش مي گردند و با خودش هم در حال مذاكره اند تا موش در ديگ اصولگرايان ننداخته و نداي انا الشريك سر ندهد البته بعيد بنظر مي رسد بتواند علومي را از كانديداتوري منصرف سازند او خود را «نماد مظلوميت» مي داند. انگار كه پدر…ها ارث پدرشان را از اين ملت طلبكارند آقا كه در بي عرضگي نظير ندارد معاونت استانداري و فرمانداري را حق مسلمش مي دانست حالا چون نداده اند مظلوم و حق به جانب شده است! ريش سفيدان اصولگرايان هم دارند به اين »نماد مظلوميت» و البته بلاهت حالي مي كنند كه اينقدر محمود ، محمود نكن و رياست ستادش را به رخ نكش. احمدي نژاد تمام شده است و اگر هم قرار باشد اصولگرايان با ضرب و زور هم كه شده در قدرت بمانند احمدي نژادي ها را جا خواهند گذاشت زيرا طرف اونقدر نارضايتي تراشيده كه هرگونه انتساب به او راي شكن است. حالا كي مي تواند اين دو دو تا چهار تا را به علومي و عوان و انصارش حالي كند؟! |
|
+
عیاران |
|
|
برخي از كانديداهايي كه استارت خوبي زده بودند و در نظرسنجي ها وضعيت خوبي داشتند با مانع روبه رو خواهند شد. يكي از كانديداهاي اصلاح طلب(البته غير حزبي) كه در چند ماه اخير با اقبال فوق العاده اي مواجه شده است احتمالا به بهانه اي برايش پرونده سازي خواهد شد تا از دور خارجش نمايند. ظاهرا برخي كه قدرت زير زبان شان مزه كرده است عزم جزم كرده اند بهر ترتيبي كه شده بازهم بر دولت و مجلس حاميت شان تداوم يابد.
|
|
+
عیاران |
|
|
«حاج»داود رسائي يكي از مشاوران ارشد استاندار كه به جرم زد و بند گسترده مالي و بخور بخوري كه در تاريخ استانداري كم نظير است دستگير شد اعتراف كرد دستش با يكي از معاونين استاندار در يك كاسه بوده است. از ابتدا هم وقتي خبر تخلفات اين فرد همه جا پيچيد حدس زده مي شد مقام هايي ارشد تر از او و داراي «حق امضا» بايستي شريكش باشند زيرا يك مشاور استاندار كه، از اختيارات اجرايي برخوردار نيست تا بتواند چنين پولي را به جيب بزند.از قديم گفته اند«مشاور زياد حرف مفت مي زند ولي مفت حرف نمي زند!» با به دام افتادن اين فرد و با توجه به اينكه اعترافاتش حاكي از اينست كه دست تنها نبوده است احتمال مي رود پاي مديران ديگري هم وسط كشيده شود.البته خوب است كاش اين اخبار به گوش مردم مي رسيد تا معناي دولت مهروز و عدالت پرور و ضد دزد؟! را درك كنند. تا انتخابات هر واقعه اي نظير اين رخ دهد پس از درج اخبار مربوطه براي آنكه بعضي از خواب خرگوشي بيدار شوند يادآوري مي كنم كه اين آدم هاي خطاكار اصولگرايند و نه اصلاح طلب. مردم بايد بدانند به يُمن انحصار طلبي حاكم بر دولت ديگر اصلاح طلبي در بدنه مديريتي دولت باقي نمانده است لذا هر آنچه كه مي شنويم و مي بينيم بايد بحساب جاري اصولگرايان بگذاريم. حسابي كه اميدواريم اينبار مردم،در انتخابات مجلس با ايشان تسويه كنند. |
|
+
عیاران |
|
|
شوراي شهر و شهرداري از مهدوي و عواملي كه بهمراه او مراسم جشن ميلاد امام مهدي(عج) را برهم زده بودند شكايت خواهد كرد. شورا بيانيه اي صادر كرد و به شرح ماوقع از ديد خود پرداخت. در اين بيانيه روي شادزيستن مردم بسيار مانور داده شده و با زبان بي زباني گفته اند به كوري چشم مهدوي و استانداري و ساغري و گروه فشار(شاخه ضد محمد قاسمي) بازهم از اين جشن ها خواهند گذاشت. در بيانيه شورا تاكيد شده كه براي اولين سال نيست كه شهرداري چنين برنامه اي مي گذارد و اكنون سه سال است كه در نيمه شعبان اينگونه برنامه اجرا مي شود. اين حرف بدين معني است كه برنامه پر هزينه فوق ربطي به خاكسار و مشكلاتش ندارد. طبق شنيده هاي ما در برگزاري برنامه فوق كساني كه سه سال قبل شهرام ناظري را به رشت آورده بودند و شركت تبليغاتي در خيابان معلم دارند كمك شاياني به خاكسار نمودند و حتي ايده آنها بود چنين دينبله دينبويي راه بياندازند. الله اعلم.
|
|
+
عیاران |
|
|
دکتر محمود بهزاد در سال ۱۳۴۱ مامور تاسيس سازمان کتاب های درسی شد و با تلاش او همه کتاب های درسی ايران (از دوره ابتدايی تا پايان دوره متوسطه) تدوين و تاليف شد و با رسم الخط واحدی به چاپ رسيد. دوران كودكی و جوانی دکتر محمود بهزاد سال ۱۲۹۲ در رشت ديده به جهان گشود و در عصر روز پنجشنبه هشتم شهریور 1386 در سن 94 سالگی درگذشت. پدرش جواهرساز بود. چون جواهرات را به سبک فرنگی می ساخت، او را مشهدی علی فرنگی ساز خطاب می کردند. تحصيلات دوره ابتدايی و متوسطه را در رشت گذراند و جزء اولين ديپلمه های گيلان بود. سپس به دانشسرای عالی راه يافت و در سال ۱۳۱۴ در رشته علوم طبيعی و تربيتی فارغ التحصيل شد. پس از اتمام خدمت نظام وظيفه رهسپار کرمانشاه شد و به مدت ۵ سال در آن استان ماند و سپس به رشت مراجعت کرد. به دليل آشنايی کامل با زبان فرانسوی و مطالعات مداوم، کتاب «داروين چه مي گويد؟» را به سال ۱۳۲۲ تاليف و کتاب «راز وراثت» اثر ژان روستان را در سال ۱۳۲۳ ترجمه کرد. تحصيلات و فعاليت های علمی در سال ۱۳۲۴ با توجه به علاقه زيادی که به زيست شيمی داشت، به موازات تدريس در دبيرستان البرز تهران در دانشکده داروسازی ثبت نام کرد و در سال ۱۳۲۸ با اخذ مدرک دکترای داروسازی، فعاليت خود را در تهيه کتاب های درسی و کمی درسی متمرکز ساخت. استاد به سه زبان فرانسه، انگليسی و آلمانی آشنايی دارد. در سال ۱۳۳۹ با ترجمه کتاب «سرگذشت زمين» تاليف جورج گاموف وی برنده جايزه سلطنتی شد. ترجمه کتاب «روانشناسی فيزيولوژيک» که در سال ۱۳۴۸ انتشار يافت، موجب شد برای تدريس روانشناسی فيزيولوژيک به دانشگاه تهران دعوت شود. از آن پس در دانشگاه تهران، دانشسرای عالی و مدرسه عالی دختران به تدريس زيست شناسی و روانشناسی فيزيولوژيک پرداخت. وي از سال ۱۳۳۹ به مدت ۱۵ سال در دبيرستان رازی علوم طبيعی را به زبان فرانسوی تدريس کرد. در سال ۱۳۴۱ مامور تاسيس سازمان کتاب های درسی شد و مدت دو سال رياست اين سازمان را به عهده داشت. خدمات درخشان او در سازمان کتاب های درسی فراموش نشدنی است؛ با تلاش او همه کتاب های درسی ايران (از دوره ابتدايی تا پايان دورهٔ متوسطه) تدوين و تاليف شد و با رسم الخط واحدی به چاپ رسيد. در سال ۱۳۶۰ به زادگاه خود بازگشت و همکاری خود را با انجمن داروسازان گيلان آغاز کرد و با بيش از ۶۰ سال تدريس در زمينه های مختلف زيست شناسی، فيزيولوژی و ژنتيک به عنوان «پدر زيست شناسی نوين ايران» معروف شد. استاد دکتر بهزاد پرکارترين نويسنده و مترجم کتاب های علمی در ايران است. تعداد تاليف ها و ترجمه هاي او به ۹۸ جلد کتاب می رسد که ۶۳ کتاب را به تنهايی و ۳۵ کتاب ديگر را به ياری همکاران دانشمند خود تاليف و ترجمه کرده است. آثار او عموما مورد استقبال و توجه دانش پژوهان، دانشجويان و دانش آموزان قرار گرفته و برخی از تاليف ها و ترجمه های وی همانند «داروينيسم و تکامل» اکنون به چاپ دهم رسيده است. اغلب آثار استاد بهزاد توسط ناشران معتبر همانند بنگاه ترجمه و نشر کتاب، شرکت سهامی کتاب های جيبی، اميرکبير، خوارزمی، نيل، کتاب فروشی مرکزی و نيز انتشارات دانشگاه ها چاپ و منتشر شده است. علاوه بر آثاری که نام برده شد و نيز کتاب هايی که با همکاری ديگر استادان منتشر ساخته، صدها مقاله در زمينه های مختلف از وی به چاپ رسيده است. تا روزهاي پاياني عمر نيز با همکاری انجمن داروسازان، مجله «حکمت» حاوی آخرين اطلاعات پزشکی و داروسازی را در رشت منتشر می کرد. دكتر بهزاد هشتم شهريور 1386 در رشت درگذشت. از جمله آثار وی می توان به بيولوژی برای همه، آيا به راستی انسان زاده ميمون است؟ (چاپ ۴)، بدن من (چاپ ۲)، علوم سال سوم دبستان های کشور، علوم سال چهارم دبستان های کشور، نکاتي چند درباره ژنتيک (چاپ ۲)، نکاتی چند درباره فيزيولوژی عمومی، نکاتی چند درباره فيزيولوژی اعصاب و غدد داخلی (چاپ ۲)، نکاتی چند درباره زيست شناسی (چاپ ۲)، نکاتی چند درباره روانشناسی فيزيولوژيک، داروينيسم و تکامل (چاپ ۹) و ترجمه و تالیف آثار بی شمار دیگری اشاره کرد. |
|
+
عیاران |
|
|
در ادبيات غني ما درباره ي هر آنچه كه تصور كنيد سوژه اي وجود دارد و همه اين تمثيل ها و قصص با آنچه اكنون دور و بر مان مي گذرد انطباق دارد. توجه كنيد شاعر چه مي گويد«بهرام كه گور مي گرفتي همه عمر ديدي كه چگونه گور بهرام گرفت...؟» رحمت بر تربت پاكش باد. و حال انطباقش با زمان حاضر مي دانيد چيست؟ محمد قاسمي كه نصف عمرش در پارك شهر پاچه جوانان مردم را مي گرفت و در «پايگاه جنگل» پوست شان را با همكاري صميمانه اوس رمضون، حسن ملقب به سگ مشهور به نيك تيسه و... مي كند و نصف ديگر عمر را به عربده كشي و برهم زدن سخنراني ها و مراسم احزاب و گروه هاي اصلاح طلب، اين بار با همكاري عباس مويد ابواب جمعي تازه آبادنشين اش مشغول بود همچون خياط به كوزه افتاد! او و رضا خاكسار اين روزها به هر دري مي زنند تا وجاهتي و قدر و قيمتي پيدا كنند و از دستاويز قرار دادن مقدسات هم رويگردان نيستند. لذا مراسمي به مناسبت نيمه ي شعبان در مركز شهر برپا داشتند با دعوت از شومن هاي مطرح خواستند دينبلو دينبويي راه اندازند. بامزه است روزگاري نه چندان دور همين قاسمي با عباس مويد كارمند عباس پور در قدس، به مراسم مشابه حمله مي كردند مردم كم حافظه لابد يادشان رفته تهاجم مغول وار اين زنجير پاره گان به كنسرت محمد اصفهاني را. حالا اين آقا كه جلوس بر كرسي رياست و پورسانت هاي رسيده از جانب مقاطعه كاران برايش مزه كرده است خود شومن ،شومن آور و برنامه لهو و لعب گذار شده است! اصولگرايان ناب كلاهشان را بالاتر بگذارند! مراسم البته به كام خاكسار و اربابش تلخ شد مُلايي پشت تريبون آمد و ضمن محكوميت برگزاري چنين مراسم مبتذلي ( آخه اينان عاشق عزاداري هستند نان شان از همين راه است وقتي جشن و خوشي مي بينند تن شان كهير مي زند!) ، خاكسار را غيرقانوني خواند و قاسمي را هم حسابي نواخت. مجري دستپاچه، از «حاج آقا»ي مكه نرفته خواست بيايد و جواب دندان شكني بدو دهد. قاسمي نفس زنان آمد، رنگ به چهره نداشت آخر گمان نمي كرد روزي گروه فشاري روي دست گروه فشار ديگر بلند شود او همواره و در همه عمر نقش مهاجم گوش راست بازي كرده بود حالا مدافع آخر كه چه عرض كنم دروازه باني برايش سخت است. بلاخره حاجي محمد تا آمد دو كلمه حرف بزند و با قيافه اي كه رفته رفته حالت حق بجانب بخود مي گرفت(طبق معمول) همهمه ها شدت گرفت اغتشاش از همهمه و داد و بيداد فراتر رفت و تبديل به پرتاب كردن صندلي ها شد! مراسم به گند كشيده شد. بر قاسمي معلوم گرديد اين استانداري، استانداري بي عرضه هاي اصلاح طلب نيست كه امثال او هر غلطي مي كردند اما كسي تُوي دهان شان نمي زد نه عبداللهي، صوفي و سلطاني فر است و نه درزي علي باقري و احمد حسيني است. بلاخره اينان خود عمري اگر برنامه بهم زن و اغتشاش گر نبودند هادي و يا رابط گروه هاي فشار با مراكز قدرت كه بودند(عبداللهي مي داند چه مي گويم.) بلاخره دست بجمبانند دوتا بچه تنوري اصولگراي ناب پيدا مي كنند تا رو دست قاسمي و حواريونش بلند شوند. البته اين راهم بگويم روابط قاسمي با ياران سابق بشدت شكر آب است در واقع اصولگرايان در همه سطوح اختلاف داشتند اما تنها طيف منسجم شان همين طيف گروهك فشاري بود كه حالا در سايه ي تدابير محمد رضا قاسمي اينها هم، از هم گسيخته شدند يكي از عوارض در قدرت بودن و البته ظرفيت نداشتن همين است كه مي بينيد. معلوم نيست اين جماعت اصولگرا با اين همه ويراني كه حاصل مديريت شان است با چه رويي مي خواهند وارد انتخابات شوند آن احمق هاي نواب ، احياگر! ، وحدت گراي اصوگرا و هر كوفت و زهرمار ديگر چه پاسخي دارند بدهند؟ بلاخره قاسمي،داداشي،خاكسار،درزي،عاقل منش،علومي،كوچكي نژاد،نصرتي راد، ساغري و از همه مهمتر عبداللهي همگي اصولگرا هستند اينها كه ملي مذهبي نيستند! برويد ببينيد حاصل كار تك تك اين حضرات براي استان و خصوصا رشت چه بوده است؟ برويد بپرسيد «محمدياري» با آن برادر همه فن حريفش! در تالش چه گلهايي كاشته است. نمايندگاني همچون عباسي رودسر هم باغباني هستند اينقدر كه گل مي كارند! مال آستانه و لنگرود هم كه قابل عرض نيستند چون وجود خارجي ندارند!؟ از شفتي ها هم درباره عاشوري مي توانيد سئوال كنيد. آهاي آقاي احياگر، هي وحدت اصولگرايان ، و تو اي اصولگراي اصلاح طلب؟! جواب تان به اين مردم چيست؟ حيف كه رقباي اصولگرايان، مشتي درب و داغان هستند و صد حيف كه مطبوعات جرات بيان اينهمه افتضاح را ندارند و گرنه فكر مي كنيد اصوگرايان حتي 5درصدهم شانس پيروزي در انتخابات را داشتند؟ تازه بخور بخور ها جاي خود را دارد. برويد پاي حرف مودب پور كه از قضا اصلاح طلب هم نيست بنشينيد تا از عملكرد حضرات بگويد از فلان موسسه خيريه سووال كنيد در استانداري چطور بيماران نگون بخت سرطاني و ام اسي و ديابتي را تحويل مي گيرند آخر اين نفت 70 دلاري همه اش بايد ... بگذريم قرار است وارد حوزه ملي نشويم! در هر صورت با اتفاقي كه دو روز قبل افتاد بعيد است خاكسار بتواند از مرز قانوني و يا غير قانوني بودن عبور كند از طرف ديگر محموديان و هاتفي هم قاسمي را سركار گذاشتند و با ديگران در حال بند و بست هستند سرتان را درد نياورم اگر فردا در شورا راي گيري شود احتمالا خاكسار فقط همان دو راي اخويش و قاسمي را بدست خواهد آورد. استانداري و عواملش در شورا، اين قضيه را خوب فهميده اند لذا مي خواهند بازي را به يك راي گيري ديگر در شورا بكشانند. كاش مردم اين شهر عبرت بگيرند، آخر چرا بايد بين اينهمه نخبه اي كه كانديدا شدند و از قضا خيلي هاي شان تاييد صلاحيت هم گرفتند اين جماعت بايد انتخاب شوند كه دو نفرشان يعني قاسمي و محموديان(متاسفم براي آن روزنامه و روزنامه نگار اصلاح طلب بخاطر دوزار پول آگهي براي محموديان مقاله پشت مقاله مي نوشت تا گنجيشك را رنگ كرده جاي قناري به مردم بدبخت قالب كند هميشه از همين ناحيه ضربه ها خورديم نكن برادر نكن عزبز من دوزار پول ارزشش را ندارد آگهي نداري خب تعطيل كن بي صاحب را فكر مي كني با 1000 تيراژت كه نصفش هم برگشت مي خوره چه نقشي در عرصه سياست داري؟! از اين قاسمي هم حمايت نكن قباحت داره آخه ناسلامتي اصلاح طلبي!) ديپلمه اند. چند غير رشتي در شورا هست و ... كاش تحريميان بخود آيند و بدانند با تحريم و اينگونه بچه بازي ها نه تنها امور سامان نمي گيرد بلكه اينچنين به افتضاح هم كشيده خواهد شد. جان هر كه دوست داريد تحريم را لااقل تا اخراج اين جماعت از مجلس بي خيال شويد وگرنه بباد مي دهند هر آنچه را بقول محسن رضايي رضا شاه و هاشمي ساخته اند. واينم اصل خبر:مراسم جشن نیمه شعبان در میدان شهرداری نیمه کاره ماند.در این مراسم ابتدا ٬محمد عیوضی٬ به اجرای برنامه پرداخت سپس هنرمند دیگری آهنگهای طنز وشاد افغانی و پاکستانی را اجرا کرد که با شادی و پایکوبی مردم همراه بود. در این بین فردی روحانی به نام ٬ مهدوی٬ با حضور در جایگاه میکروفن را گرفته و به زمین پرتاب کرد. وگفت:شما خجالت نمی کشید که شهر را به لهو لعب کشیده اید! به دنبال آن چراغهای شهرداری خاموش شده مردم شروع به هو کردن نمودند . با انتقال آن روحانی به داخل ساختمان شهرداری و دخالت پلیس آرامش برقرار شده اما مراسم نیمه کاره رها شد. گفته میشود این مراسم از سوی خاکسار شهردار رشت برگزار گردید./شمال نيوز |
|
+
عیاران |
|
|
صفحه یک ایمیل:shahremanrasht@yahoo.com بایگانی |
| درباره شهر من رشت |
برای رشت،برای گیلان برای
میهن مان ایران برای آزادی،حقیقت و عدالت برای مردم |
|
RSS
|