![]() |
![]() |
|
| برای شهری که دوستش دارم شهری که حق اش بیش از اینهاست |
|
تصميم گرفته بودم اين چند روز تعطيلي رو از منزل بيرون نروم. اما برادر كوچك ترم مراد(خان) گير سه پيچ داد به كوه برويم آمدم پس از مدتها تا لنگ ظهر بخوابم كه ايشون فتواي كوه رفتن دادند. سرتان را درد نياورم باتوجه به اينكه مراد با دوستان ديگرش در سبزه ميدان رشت قرار گذاشته بود بايد از رشتيان به مركز شهر مي رفتيم چشمتان روز بد نبيند وارد بيستون كه شدم و بدتر از همه خيابان لاكاني حالم جدا بد شد. نمي دانم چرا در اين مملكت كار بايد دست بد سليقه ترين آدم ها باشد. يك عزا يا جشن كه مي شود صورت و سيماي شهر عزيزمان را زشت و بشدت ناپسند مي كنند. در اين خيابان لاكاني هم، نمي دانم اخيرا چند نادرستِ زهدفروشِ رياكار پيدا شده اند و به هر بهانه اي آن خيابان را يا سياهپوش مي كنند و يا مثل اين دفعه، با روبان ها و پرده هاي سرخ - آبيِ بسيار بد رنگ زشت مي سازند. معلوم هم نيست با كدام مجوز برخي به خود اجازه مي دهند با اين ديزاين كردن دهاتي شان، اين شهر دل و قلوه بيرون آمده را بدتر از ايني كه هست كنند؟ البته شهردار جديد براي اينكه به همه ثابت كنند وجود دارد و زنده است البته قانوني! نيمه شعبان را غنيمت شمرده و با سليقه اي بدتر از سليقه لاكاني نشينان ، با طاق نصرت هاي آنچناني و چراغ هاي مهتابي كه وسط بلوار كاشته است شهر را به كابل و قندهار 5سال پيش شبيه كرده است. با اين تزيينات،سليقه آرضاخاكسار بر ما همگان معلوم و مشخص گرديد. اين شهردار نيمه قانوني با اين سليقه اي كه دارد خدا مي داند چه به روزگار اين شهر خواهد آورد. بابا در اين شهر اين همه تحصيلكرده معماري،برنامه ريزي شهري، هنر و... هست اين عتيقه ها كي هستند اين شورا چي هاي بيسواد از كيسه شان درمي آورند؟شكرگزار ،ساغري، نعمتي حالا هم خاكسار آنهم با اينهمه حرف و حديث. يادم مياد انصاري كه در بين اينا از همه مجرب تر بود ( البته دستان چسبناكش را هم بايد مد نظر قرار داد اما مگر پيشينيان و پسينيانش دست كج نبوده و نيستند؟ ) دقيقا بخاطر دخالت هاي وطن خواه،حسن خواه، رئوف و همين قاسمي تمام برنامه هايش نقش بر آب شده بود. خود انصاري درباره علت عزل معاون عمراني را كه خود منصوب كرده بود آنهم پس از 72 ساعت، مي گويد قاسمي و حسن خواه پيش من آمدند و گفتند اگر حكم را لغو نكني حزب الله كفن پوشيده خاك شهرداري را به باد خواد داد! اين مرد ترسوي نگون بخت هم كه بايد به چپ و راست و ميانه آن شورا سواري مي داد امرشان را اطاعت كرد اما مديريتش ديري نپاييد و علي رغم همه سواري هايي كه داده بود نتوانست دل سنگ شورايي ها را به دست آورد. آن شورا قصه هاي خنده دار بسيار دارد.مودب پور،حسن خواه،رئوف و عاقل منش به محض آمدن به شورا كه انتخاب اين قبيل آدم ها فاجعه بار است روي اولين چيزي كه دست گذاشتند اين بود كه«شگفت» بايد برود. اكبرزاده كه تنها بازمانده شوراي قبل و آورنده شگفت بود اول مخالفت كرد بقيه همچون ايزددوست و جعفري هم نمي خواستند به آن سرعت شهردار سرنگون سازند اما چهار عضو شورا به هر كلكي دست زدند تا بلاخره اين طرفي ها هم گردن نهادند شگفت از شهردار تبديل به سرپرست لابي ها آغاز گرديد شورا به دو بلوك 4 نفره تقسيم گرديد يك بزاز بيسواد وسط اينان ايستاد و گفت شورا 8+1 است يعني 8 تاي اينها يك طرف من از رودبار آمده يك طرف ديگر!!البته همين خوردن ها كرد كه دفعه قبل رد صلاحيتش كردند. بيش از يكماه لابي ها ادامه يافت اما نتيجه كميك بود چهار نفر مثلا اصلاح طلب توانستند بزاز شهرمان را همراه سازند اوه نه ببخشيد اين پارچه فروش خندان بود كه اين چهار نفر پر ادعاي مثلا سياسي را همراه خود ساخت و انصاري كه همشهري اش بود را در دامن شان گذاشت اينها هم براي آنكه بزاز متاع اش را به حريف عرضه نكند با شروطي پذيرفتند البته شرط ها هيچ ربطي به سازندگي شهر نداشت مبادا فكر كنيد مثلا واسه انصاري شرص گذاشتند تا پروژه عينك را شروع كند يا خيابان مطهري را به جاده انزلي وصل كند و قس علي هذا خير! حرف حرف پول خرد بود ميگن بزار و بعضي ديگر صدتايي گرفتند اول باورش سخت بود اما وقتي دوره بعد وطن خواه و ايزد دوست رد صلاحيت شدند و الباقي جرات نكردند حتي خودشان كانديدا كنند معلوم شد انصاري كرسي شهرداري را مفت بدست نياورده كرسي اي كه خودش مي گفت وقتي سرباز بوده و در همين ميدان شهرداري رژه مي رفتند خوابم نمي ديد وارد اتاق اول «كاخ» شود. سرتان را درد نياورم چهار نفر اصولگرايي كه در واقع عامل اصلي بلبشو بودند وقتي ديدند هوا پس است تصميم گرفتند شگفت را ابقا كنند ياللعجب !خب انتظار ميرفت با كوتاه آمدن آنان،اينان هم سر خانه اول شان برگردند و شگفت ابقا شود. اما اگه اينطوري مي شد بايد پول دريافتي را پس مي دادند لاجرم راي گيري شد شگفت چهار راي اصولگرايان كه خودشان استارت عزلش را زدند و مي گفتند كراواتي است و ويسكس خور را بدست آورد رحمان خان هم با 5 راي شهردار رشت شد و به جايي كه در روياهايش هم جايي نداشت وارد شد هرچند حسرت زده و ناكام از آنجا بيرون شد او حمايت هر سه معاون سلطاني فر و خود او را هم داشت رمضانپور نماينده وقت مجلس هم روي سرش قسم مي خورد! مودب پور رفت و نماينده شد و قاسمي جايش آمد همو كه عمارت تازه ساز در جنب شرقي سبزه ميدان حاصل دست پخت اوست او بچه بازاري است و باباش در راسته دوم زرگرها چرم فروشي داشت كه الان به ويدئو كلوپ تبديل شده است. با آمدن عضو پرفشار به شورا جمع عاقل منش و رئوف و شيخ رند جور شد البته در ميان اين 4تن هم دو بلوك بود مهران بعلاوه رئوف و محمد مكلا بعلاوه ي ملاي سفيد كلا! خوب خوردند و بردند همه شان و مدام شهردار بود كه از پي شهرداري مي آمد و به قلك اعضاي شورا دوزاري!؟ مي ريخت و عزل مي شد باز هم مضحك است اگر بگويم كدخدامرد اين شوراي دوم از دوستان بزار و يك سلماني علاقمند به سياست بود!!! او اول با ايزددوست بسيار بد بود بعد به تفاهم رسيدند خنده دار است يك آرايشگر سابق و آموزشگاه دار لاحق با كمترين سواد و مسووليتي پايش به شورا باز شد و عملا مدتي شد مرجع حل اختلاف!! اما با آمدن قاسمي معادلات كمي عوض شد اما تراژدي همان بود فقط پالانش عوض شده بود!! اينبار برخي پادگاني ها شدند كدخدا و پاي عنصري بنام ساغري با همين سمت واسطه گري به شورا واشد كه او هم وقتي موقعيت را مناسب ديد زيرپاي هم حزبي اش شكرگزار را خالي كرد و شد شهردار او چند ماهي پيش از شهردار شدن به نان شبش هم محتاج بود و دوستي با هم حزب پادگاني ها از فرش به عرشش رساند باور كنيد اين مملكت قصه ها دارد و شهر ما هم دارالقصص است آنان كه بايد چشم و گوش مردم باشند مثل مطبوعات يا مزدورند و يا مرده هاي متحركند و يا اين كاره نيستند وگرنه اينهمه زدوبند و كلاهبرداري بشود و از هيچكسي حرفي درنيايد مراجع نظارتي هم اگر بيخبرند يكجور گناهكارند و اگر باخبرند پس جايشان كنار ديگر متهمان است بخاطر سكوت شان!همين قاسمي كه شوراي سوم جولانگه اوست و دُور جديد باند و باند بازي و زد و بند و بست هاي تازه بسياريش زير سر اين ديپلم ردي كه تا سوم نظري در دبيرستان مطهري خواند و عاقبت ديپلم اش را از مجتمع رزمندگان گرفت است. او خود مي داند در بستن قرارداد پل هاي هوايي چه نقشي ايفا كرده است. به اوضاع شوراي قبلي اشاره كردم دوزاري برخي بيفتد كه بدانند در اين شهر آدم زنده هم هست كه مي تواند ببيند آنچه كه ديگران متاسفانه نمي بينند را . از اين پس به شوراي سوم عنايت ويژه خواهيم داشت! به شهردار منتخبش به رييس اش به نايب رييس اش. تا يادم نرفته اين نايب رييس كه هم از توبره ميخوره هم از آخور روزها در جلسات ور دل قاسمي مي نشيند و راي به خاكسار مي دهد و شب پيغام پسغام درزي را به نماينده رشت مي رساند ببينيد درزي چقدر ترسيده از تشر مودب پور كه به هر كسي حتي فرماندار خود معزول كرده اش هم متوسل مي شود خب حقم دارد وقتي اسم آرد و نان مياد پوست يارو كهير ميزند.و مودب پور هم دست روي جاي حساسي گذاشته يا درست تر اينكه جاي حساسي را فشرده!! اين نماينده جوان بسيار جگردار است نمي دانم تاييد مي شود يا نه اما وقتي رگ مي آورد دوست ودشمن نمي شناسد. حمايتش هم از خاكسار و دلايلش مبني بر اينكه لايق شهرداري هست هم مفت است قرار نيست هر كس 70 ماه جبهه بود بتواند شهردار خوبي هم باشد لابد كسي هم كه نود ماه جبهه بوده بايد بشود استاندار! يكي از دوستان ميگه خب ساده ي بي عقل مگه كسي كه استاندار با همين سبك شايسته سالاري استاندار نشده است؟! تازه يادم آمد كه راست مي گويد! بله عزيزان حرف و سخن بسيار است باور كنيد فقط گوشه اي از آنچه در گوش همديگر نجوا مي كنيم را در اين سايت خدمتتان عرضه كرده ايم اين محافظه كاري مان هم بي حكمت نيست البته به نوع بازي كردن رقبا هم بستگي دارد وگرنه چشم هايمان را ميبنيديم و سينه ي مان را سفره مي كنيم!شهري كه شهردارش با چنين سازوكار هايي انتخاب شود و اينگونه چرخش بچرخد بايد هم در يك جشن فرخنده براي تزيين اش لامپ مهتابي وسط بلوارش بكارند!! |
|
+
عیاران |
|
|
از پمپ بنزين هاي خيابان لاهيجان و پمپ نخجيري و ...، بنزين آزاد بخريد. شب ها رانندگان تاكسي حول و حوش اين جايگاه ها صف كشيده اند. از ساعت 1 بامداد به بعد بازار سياه بنزين آغاز بكار مي كنند در ساعات اوليه صحبت از ليتري 500تومن است اما با خسته شدن رانندگان مشتري با 300 تومان در هر ليتر هم مي تواند باك خشكيده اتومبيلش را پر كند.200 تا به تاكسي داره ميدهد و 100 تا هم به پمپ بنزين هيشكي هم نمي پرسه خرت به چن من؟! واي به حال و روز اونايي كه كارت حياتي و عزيزتر از جان شان را گم كرده اند تقريبا زندگي شان فلج و عملا زمينگير خواهند شد. خدا رو شكر گاري و دوچرخه هم نداريم تا نگران اينجور مصيبت ها باشيم نداشتن يك درد است داشتن آنهم در اين كشور هزار بدبختي!در هر صورت اگر كارت بنزين تان را گم كرده ايد و يا بخاطر رفت و آمد غير مجاز سهميه ششماهه بنزين تان را دو-سه ماهه پيش خور كرده ايد شبانگاه به پمپ بنزيني هاي رشت مراجعه كمنيد كمي دندان رو جگر بگذاريد بنزين 300 توماني مفت؟! گيرتان مي آيد ارزانتر از قيمت جهاني!! |
|
+
عیاران |
|
|
قابل توجه ابله و مزدبگير اختلاس كننده آرد و نان، بلاخره با چش كور شدت ديدي انواع واقسام معاونين رييس جمهور به استان سرازير شدند؟حالا تُو نمازجمعه اش داودي نبود مشايي بود چه فرقي داره مهم اينه كه مسايلي در استان هست و امور قفل شده بطوري كه مركز بايد تدابيري بينديشد. ذولقدر هم که به استان آمده بود در جمع اصولگرایان سرخورده وناامید عاجز ار حل مشکلات فیمابین شان جهت دلداری به دلدادگان تمامیت خواهی به ایشان وعده داد کار اصلاحات و اصلاح طلبی برای همیشه تمام شده است ! اگر بقيه معاونين رييس جمهور نيامئند هم حتما گرفتاري داشتند مثل معاون محيط زيست احمدي نژاد كه بدنبال وثيقه براي شوهر متهم به سواستفاده كلانش بوده با مزه است نه در دولتي كه قرار بود پول اخ باشه و همه مديران به حقوق كارمندي شان اكتفا كنند همسر معاون رييس جمهور با سواستفاده از موقعيت همسرش دست به دله دزدي مي زند و از زندان هم سر در مي آورد در اين كشور كم دله دزدي نشده و نمي شود و در بسياري از موارد آب از آب تكان نخورده و نمي خورد اما بخور بخور بعضي ها چنان حد و مرزها را در مي نوردد كه بناچار آچاركشي مي شوند مثل همين بابا آقا دزده! |
|
+
عیاران |
|
|
مجتبي مودب پور كه از ماهها پيش بنا به دلايل نه چندان معلوم از احتمال رد صلاحيتش سخن مي رفت به سيم آخر زده و به نفع قاسمي و خاكسار كت كند او در انتخابات شوراها چندان از قاسمي و متحدانش حمايت نكرد و كانديداي اختصاصي اش وطن خواه بزار سرشناس شهرمان بود. او هم از بخت بد «سيد» رد صلاحيت شد كه باز ما نفهميديم چرا؟! البته رسما نفهميديم وگرنه در حوزه غير رسمي حرف و سخن بسيار است. در هر صورت مودب پور پس از چند ماهي سكوت در نطق پيش از دستورش در مجلس بشدت عليه استانداري موضعگيري نمود مودب پور مشخصا به اكبر درزي اشاره كرده و از وزارت كشور بازخواست نمود چگونه كسي را كه در زمينه اختلاس آرد و نان پرونده داشته است را به معاونت سياسي- امنيتي استان مي گماريد اما ايثارگري با 70 ماه سابقه جبهه را نمي توانيد ببينيد؟!البته در بخش نخست با حاج مجتبي هم عقيده ايم از اول هم كه درزي راننده اسبق ناطق نوري و فرماندار سابق رشت را معاون لاحق استانداري كردند ماهم دود از كله مان بلند شد بيچاره رحيم اسلامپرست كه سر و ته كارنامه سياسي اش خلاصه مي شود در پرداختن به اختلاس آرد و نان دچار برق گرفتگي شد او در مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري در يك پيچ 180 درجه اي از سمت هاشمي به آغوش رقيبش پريد!ظاهرا حساب دو دوتا چهار تاي او از بسياري سياسيون ابن الوقت كه حرف هاي يك هفته قبل شان درباره هاشمي را از ياد برده و سر از پا نشناخته به دست بوس و پا بوس وي و روساي ستادهايش شتافتند درست تر بوده است اما رحيم يك جاي كار را نخوانده بود كه دولتي بر آمده از آراي او و امثال او عملا بي حساب و كتاب است دم از عدالت محوري ميزند بعد توي دهان كارگران مي زند از آوردن نفت سر سفره هاي مردم سخن مي گويد بعد بنرين را سهميه بندي مي كند ادعا مي كند با دزدان بيت المال برخورد خواهد كرد بعد حرف درميآيد كه شهرداري تهران 360 ميليارد تومان كسري دارد! و يا بقول مودب پور آدم پرونده دار را به معاونت استانداري مي گمارد. البته وقتي درزي به ميدان شهرداري پا گذاشت و عليه قاسمي و منتخبش خاكسار موضعگيري كرد حدس مي زدم كه سيلي خواهد خورد چون قاسمي در ميان دوستان خودش به«محمد جوساز» شهره است! درزي از دو سو بد آورد با طناب رييس اش به ته چاه وارد شد اما ندانست كه امام جمعه دو روز بعدش آنگونه موضعگيري خواهد كرد و در پي آن از نمايندگان گرفته تا روزنامه نگاران وارد اين كارزار خواهند شد اينگونه جدال ها هم همواره عاقبت بايد يك قرباني بزرگ داشته باشد بنظر من در پايان اين جدال قربانی، نه قاسمي و خاكسار و نه استاندار و معاون عمراني اش كه كاملا خود را با زرنگي از اين ماجرا كنار كشيده اكبردرزي خواهد بود. با توجه به احتمال جايگزيني سردار افشار بجاي ثمره هاشمي (يا هاشمي ثمره و يا هر دو!) زمين زير پاي اكبر سست تر از حالا خواهد شد در مورد نصرتي راد ديديم كه چگونه بي سر وصدا مورد معامله قرار گرفت همانگونه كه او سر ديگران به همين راحتي دادوستد سياسي مي كرد!بازم ميگم هرچند قاسمي كوچك تر از آنست كه بتواند در جابجايي مديران ارشد نقشي داشته باشد اما اكنون ديگر دعوا دعواي قاسمي و درزي نيست با وارد شدن عناصر سرشناس ديگر ورق بگونه ديگري رقم خواهد خورد بامزه اينجاست كه درزي بدون دستور عبداللهي آب هم نمي خورد و روزي ده بار از رييس اش درباره هر مساله كوچك و بزرگي كسب تكليف مي كند دايما هم با داداشي رييس دفتر تابلوي استاندا نان و لوبيا مي خورد بنابراين موضعگيريش درباره شهردار گمارده شده توسط شهرداري با هماهنگي استاندار بوده است اما حالا كه او درگير ماجرا شده عبداللهي به آرامي پاي خود را كنار مي كشد.پاسدار نبودن درزي (البته او در حفاظت سپاه بوده و بالاترين مسووليتش رانندگي و محافظت از ناطق نوري بود.) در شرايطي كه وزارت كشور همچون بسياري از جاهاي ديگر در قبضه سپاه است قطئنا به نفع اش نخواهد بود از هم اكنون مي توان او و داداشي را مهره هاي سوخته شده بحساب آورد همين الان هم پاسداران شاكله مديريتي حوزه سياسي را در اختيار دارند اداره كل سياسي انتظامي به دو اداره كل سياسي و امنيتي تقسيم شده است و هر دو به دو سرهنگ سپاه البته يكي آقا و ديگري خانم سپرده شده است.مديركل ها كه سرهنگ باشند معاون بايد لااقل سرتيپ باشد!در هر صورت سق اول سخنان مودب پور كاملا صحيح بود اما آنجايي كه سنگ برداشته و به هواخواهي خاكسار به سينه مي زند بايستي بيشتر به كل ماجرا ترديد كرد بالاخره ايشان نماينده اي است كه تا حق و حسابي در كار نباشد لب از لب وا نخواهد كرد به ميدان آمدنش به اين بي محابايي نمي تواند بدون انجام زدوبندي در پشت پرده بوده باشد فقط مي خواهيم بدانيم اين شهرداري مگر چقدر جان دارد كه خاكسار بتواند از قبل آن هم قاسمي را راضي كند هم مباحي ها را نگه دارد هم مودب پور را سير كند هم دستي روي سر و گوش حاچ محمد محموديان بكشد و از خجالت يكايك كساني كه در اين مسير پر فراز و نشيب به نفع او شمشير زدند درآيد؟ در اين من بزن تو بزن شاه مردان بزني كه در رشت جريان دارد خدا مي داند جايگاه منافع مردم كجاست بالاخره با چه تواني و انگيزه اي به انجام وظايف شان خواهند پرداخت دو ماه است كه اين شهر بي صاحب مانده است الان هم كه قاسمي و سه متحدش هم هيات حل اختلاف تهران و هم مسوولين استانداري را دور زده اند و خاكسار را بدون حكم وزير كشور بر كرسي شهرداري نشانده است اين طرف ماجرا شهردار را غير قانوني مي داند آن شهرداراني كه قانوني بودند چه گلي به سر اين شهر زدند كه حالا اين غيرقانوني بتواند بزند اغلب شهرداران پيشين با يرونده اي زير بغل با ساختمان شهرداري وداع كردند تعدادي از ايشان با وثيقه آزادند! با روي كار آمدن اصولگرايان از همان بدو تسخير شوراهاي دوره دوم گمان مي رفت اينها هر اشكالي داشته باشند كه دارند و وحشتناك هم دارند چون از بالا دستور مي گيرند و به معناي واقعي بايد آنان را حزب پادگاني خواند همچون اصلاح طلبان به سر و كله هم نمي زنند و اختلافات داخلي شان موجب گره خوردن امور نخواهد شد شوراي شهر تهران با بي سر و صدا حركت كردن در دوره قبل اين ظن را تقويت نمود كه اصولگرايان همه يك طيف اند و بر عكس اصلاح طلبان باهم متحد بده و اختلافي ندارند و مي توانند دوشادوش هم كار كنند اما با شكل گرفتن مجلس هفتم و بدتر از آن برآمدن دولت نهم از خرابه هاي اصلاحات معلوم بود چه خيال باطلي بود آن تفكر كه اصولگرايان را با همه ايرادات شان متحد و يكپارچه و بمراتب چابك تر از رقبايش تصور مي كرد. از اوضاعي كه در سطح كشور مي گذرد همچون عزل و نصب هاي بجا و نابجا از عدم راي اعتماد ها از بر سر و كله هم زدن ها در دولت و مجلس و... در مي گذريم و به همين استان خودمان مي نگريم در همان ساختمان استانداري چهار مديري كه همديگر را قبول داشته باشند و زيرآب همديگر را نزنند وجود ندارد. ديديم كه مدير كل اجتماعي چطور زير آب مديركل سياسي را زد و برجايش نشست و يا معاون اشتاندار با چه ظرافتي زير پاي مشاور عالي استاندار را خالي كرد تا مبادا اين سردار سپاه به فرمانداري رشت برسد او خوب مي دانشت در صورت فرماندار شدن او ديگر كسي براي معاونت استانداري تره هم خرد نخواهد كرد. البته اين جنگ و جدال ها فقط به استانداري و شهرداري محدود نمي شود در سطح طيف هاي مختلف اصولگرا نيز انشقاق و چند دستگي وجود دارد علومي چشم ندارد عبداللهي و كوچكي نژاد و كربلائي را ببيند، كربلائي با پورعيسي و قاسمي و كوچكي نژاد مساله دارد،قاليبافي ها يشت در اتاق يعقوبي از معاونين گيلاني صداو سيما بست مي نشينند تا كربلائي را يك روز قبل از معارفه عبداللهي ذبح كنند و عملا هم موفق شدند دست رييس دفتر شوراي نگهبان را صدا و سيما كوتاه كنند،انصار حزب الله كه سرباز پياده هاي اين جريان هستند تاكنون در مهد و مكان شان يعني قبرستان رشت چندين تجمع عليه مسوولين استان از جمله رييس دفترش داداشي برپا كردند استدلال شان هم اين بود كه داداشي دوم خردادي بود كه البته پُر بيراه هم نمي گفتند او در دوره خاتمي در استان بروبيايي داشت و در اغلب جلسات عمومي و خصوصي دوم خردادي ها شركت مي كرد مواضع اش هم به مشاركتي ها نزديكتر بود و مدت ها معاون مديركل اداره ارشاد بود و.... خب به همه اين سرهم زدن ها غايله شهرداري را هم اضافه كنيد بعد ببينيد چه بلبشويي در استان ساري و جاري است. آيا در چنين حال و هوايي مي شود سنگ روي سنگ گذاشت؟ خدايي هم اگر جاده رشت به تهران چهار كيلومتر جلوتر رفته و يا اوضاع حوزه عمراني استان از حوزه هاي ديگر بهتر است بايد به حساب مهندس رسايي مشاركتي كه از اين بزن و بكوب هاي اصولگرايانه به دور است و عليزاده معاون عمراني غير سياسي استاندار كه مثل بولدزر كار مي كند گذاشت عبداللهي در جمعي، وقتي با انتقاد درباره مديرمشاركتي پروژه آزاد راه مواجه مي شود صراحتا مي گويد اگر چهارتا مدير مثل او داشتم استان را گلستان مي كردم. البته عبداللهي در بوجود آوردن اين بلبشو بي تاثير نبوده است انتصاب هاي نينديشيده م پس از آن عزل كردن هاي توام با دستپاچگي ، اقدامات اختلاف افكنانه در بين طيف هاي مختلف اصولگرايان، دادن همه پست هاي مهم به قاليبافي ها و اعضاي ستاد لاريجاني و دور زدن احمدي نژادي ها و انصارحزب الله به بهانه اينكه تحصيلات و سابقه مديريتي ندارند بعد مي بينين بسياري از بخشداران آخرين مدرك تحصيلي شان ديپلم است! و دهها مورد ديگر در واقع معمار اين ديوار كج خود استاندار و حواريون اوليه اش بودند مي گويم اوليه چون در ادامه مسير حتي نتوانست همان همراهان اوليه را تا به مقصد همراه خود نگه دارد كساني كه عبداللهي را روز آمدنش در مسير فرودگاه به استانداري ديدند لابد بخاطر دارند يكي از كساني كه در اتومبيا كنار او نشسته بود سرهنگ اماني بود كه چندي بعد از معاونت منطقه آزاد كنار گذاشته شد!! بلاخره آب از سرچشمه گل آلود است و تا وقتي سرمنشاي امور اصلاح نشود در بدنه و پايين دست از اين نابساماني ها فراوان خواهد بود يك نگاهي به عملكرد دولت و مجلس و شهرداري ها و ... بيندازيد آنوقت درمي يابيد چه مي گوييم. |
|
+
عیاران |
|
|
پرويز داودي به رشت آمد و در نماز جمعه هم شركت كرد، با امام جمعه و استاندار هم مفصل گفتگو نمود با توجه به اينكه اخيرا اين دو مسئول ارشد استان به پر هم زده اند خودتان حدس بزنيد كه شاگرد مكلاي استاد مصباح در گيلان چه مي كند؟!
|
|
+
عیاران |
|
|
گفته مي شود دوهفته اي است كه رمضانپور از رياست ائتلاف اصلاح طلبان استعفا داده است او بشدت درگير امور انتخاباتي اش مي باشد و فكر مي كند رياست ائتلاف برايش دست و پاگير بوده و معذوراتي بوجود خواهد آورد البته هيات رييسه ائتلاف با استعفاي او موافقت نكرده است. بنظر مي رسد از اين پس نواب رمضانپور يعني حسيني و راستي بايد اوضاع ائتلاف را در دست بگيرند هيچكدام از اين دو هر يك به دلايلي واجد ويژگي هاي لازم براي رياست اين بلوك سياسي نيست از سوي ديگر برخي از نامزدهاي اصلاح طلب كه از موقعيت شان نزد مردم باخبرند و خوب مي دانند كه وضعيت متزلزلي دارند از اينكه براي بستن فهرست اصلاح طلبان به نظرسنجي روي آورند ناراضي و نگرانند بعضي ها هم در حال لابي كردن هستند تا مستثني بشوند و اسم شان بدون نظر سنجي در ليست گنجانده شود! به اين مي گويند جرزني پيش از بازي!! |
|
+
عیاران |
|
|
جلسه سخنراني احمدرمضانپور رييس ائتلاف اصلاح طلبان در پيربازار رشت به هم خورد اما خيال بد نكنيد فشاري ها با «دكتر»احمد و حواريونش گلاويز نشدند بلكه اين مردم عادي بودند كه با ديدن ايشان به ياد صد وعده ي يكي هم عمل نشده جناب رييس اصلاحات، افتادند و ناگهان جوش آوردند. بعضي از اصلاح طلبان كه از بد حادثه و راه گم كرده، سر از اين معركه درآورده اند هم، انصافا معركه اي هستند. آخر كسي نيست به اينها بگويد شما اگر چيزي در چنته تان داشتيد همان موقع كه وقتش بود رو مي كرديد خب بكشيد كنار بگذاريد آنان كه اصلاح طلبي ريشه در اعماق وجودشان دارد و مثل شما پيش مردم كوچه و بازار بخاطر وعده هاي بي عمل و... بَدمرد نيستند ، به ميدان بيايند تا شايد اوضاع واقعا اصلاح شود. تا نشود ايني كه هست، و يك نمونه اش را در رشت داريم مي بينيم. وقتي محافظه كار- اصلاح طلبان، كه پلوي در يخچال مانده را هم پس از فوت زدن بسيار ميل مي كنند ليدر و رييس اصلاح طلبان باشند آش همين و كاسه همين است و بايد معاون استاندار درزي و رييس شورا محمد قاسمي و شهردار خاكسار و آلترناتيو خاكسار ساغري باشد!!! |
|
+
عیاران |
|
|
اشكوري پاسخ كيوان محمدي را داد البته نه با امضاي خودش بلكه با امضاي نوچه هايش. اشكوري چنان از خود تعريف كرده و از سابقه 50 ساله مبارزاتي اش سخن رانده كه ما مانده ايم معطل و حيران چرا اين دانشمند بزرگ ،عالم رباني، شهيد محراب اوه ببخشيد هنوز زنده است! چرا امام جمعه يك شهر كوچك مثل رضوانشهر شده است او را بايد امام جمعه مكه و مدينه و اورشليم، يا دست كم تهران و قم كنند. جالب است كيوان محمدي هم به سياق محافظه كارانه اش چيز خاصي به اين علم رباني، زاهد پير، خادم دين و قطب عالم امكان نگفته بود فقط به مگس بودن اطرافيان ايشان اشاره اي كرد كه ظاهرا خوششان نيامد. دعوا را هم، «امام جمعه موقتي عظيم الشان رشت» شروع كرد و از هاشمي بخاطر جلسه اش با اصلاح طلبان انتقاد كرده بود. مي گويند در آن جلسه بعضي از اصلاح طلبان استان جوگير شده و هر آنچه لايق دكتر ناز و مهربان و كاردان، رييس جمهور محبوب و عزيز دل مردم ايران، بوده نثارش كردند رفسنجاني هم لبخندي زده و گفته: همه حرف هاي تان را تاييد مي كنم و... حالا اين مساله ظاهرا به مذاق بعضي ها خوش نيامده خوب به دَرَ... !
|
|
+
عیاران |
|
|
صفحه یک ایمیل:shahremanrasht@yahoo.com بایگانی |
| درباره شهر من رشت |
برای رشت،برای گیلان برای
میهن مان ایران برای آزادی،حقیقت و عدالت برای مردم |
|
RSS
|